2 - و يا ( استصحاب ) وجوب نفسى متعلّق به موضوعى است كه اعم از جامع جميع اجزاء ( يعنى نماز دهجزئى ) و فاقد برخى از اجزاء ( كه نماز نه جزئى است ) ، مىباشد ، ( آنهم ) به واسطهء ادّعاى صدق عرفي موضوع ( مثلا صلاة ) بر اين معناى اعمى كه ( هم شامل نماز دهجزئى مىشود ) و ( هم اكنون نيز ) در ( اجزاء ) لاحق ، موجود است ، و لو ( اعم گرفتنش ) مسامحة باشد .
زيرا اهل عرف ، بر كسى كه عاجز است از ( خواندن ) سوره پس از آنى كه قادر بر خواندن آن بود اطلاق مىكنند به اين كه : نماز با سوره در حال قدرت بر اين شخص واجب بود و لكن ( اكنون ) ، بقاء وجوب آن باقى ، پس از عجز و ناتوانى از انجام سوره معلوم نيست ، ( و لذا استصحاب مىكنيم بقاء وجوب آن را ) .
و اگر اين مقدار از مسامحة در استصحاب كافى نباشد ، جريان مسامحه در بسيارى از استصحابات مختل خواهد شد ، مثل استصحاب كثرت الماء و قلة الماء .
زيرا به آب معيّنى كه ( در حوض بود و ) مقدارى از آن برداشته شده و يا مقدارى برآن افزوده شد ، عرفا گفته مىشود : قبلا كثير بود و يا قليل بود . ( لكن اكنون نمىدانيم كه كثير است يا قليل ) ، الاصل ، بقاء ما كان ( يعنى آنكه كثير بود اكنون هم كثير است و آنكه قليل بود اكنون هم قليل است ) . در صورتى كه اين آب موجود متيقّن الكثرة يا قلة نبود و گرنه شك در آن عاقلانه نمىبود .
پس موضوع در اين مستصحب نيست مگر آبى كه بدون مدخليت جزء ناقص و يا زائد در آن مسامحة همان آب است ، و لذا گفته مىشود : اين آب قبلا چنين بود ، و لكن ( اكنون ) شك مىشود در اين كه چنان شده باشد ، بدون در نظر گرفتن كم و زياد شدن آن .
( استدلال بر اين قول با سه روايت : )
و دلالت مىكند بر اين قول ، حديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله و آن دو حديثى كه در عوالى اللآلي از امير مؤمنان على عليه السّلام نقل شده است .
از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل شده : هرگاه شما را به كارى فرمان دادم آن مقدارى كه مقدورتان است انجام دهيد .
از امام على عليه السّلام نقل شده است : آن عملى كه ميسور و مقدور شماست ( و به راحتى از عهدهء انجامش برمىآئيد ) به واسطهء آن عملى كه معسور و متعذّر شده ، از عهدهء شما ساقط نمىشود .