* مراد از ( لا يعارضها استصحاب وجوب الباقى . . . الخ ) چيست ؟
درحقيقت پاسخ به يك اشكل است مبنى بر اين كه : اينجا جاى استصحاب بقاء وجوب است و با وجود چنين استصحابى نوبت به جريان برائت نمىرسد ، به بيان ديگر :
1 - آنوقت كه قادر بودى بر تماميّت نماز ، انجام بقية الاجزاء نيز بر تو واجب بود .
2 - اكنون كه مقدارى از آن متعذر شده و شما شك دارى كه وجوب البقية باقى است يا نه ؟
استصحاب كنيد وجوب البقية را . و به عبارت ديگر :
1 - قبل از تعذر اين جزء باقىماندهء از اجزاء در ضمن كل بر تو واجب بود به عبارت ديگر :
مجموع اجزاء با ضميمهء فاتحة الكتاب بر تو واجب بود .
2 - اكنون پس از تعذر اين جزء شك كردهاى كه آيا وجوب الباقى ، باقى است يا نه ؟
استصحاب كن بقاء وجوب را چرا كه هم يقين سابق هست ، هم شك لا حق .
بنابراين : با وجود استصحاب نوبت به اصل برائت نمىرسد ، چرا كه استصحاب بر اصول ديگر مقدم است .
و لذا جناب شيخ در پاسخ به اين اشكال مىفرمايد : كدام وجوب البقية را استصحاب مىكنيد ، وجوب نفسى را و يا وجوب مقدّمى آن را ؟
* - اگر بگوئيد وجوب نفسى را ، به شما خواهيم گفت ، بقيّه كه وجوب نفسى نداشت : آنكه وجوب نفسى داشت همان مركب دهجزئى بود و لكن هريك از اجزاء بهخودىخود ، داراى وجوب نفسى نبود .
و لذا وقتى يك جزء متعذّر شد ، 9 جزء ديگر ، وجوب نفسى ندارد تا شما آن را استصحاب كنيد .
* - اگر بگوئيد وجوب غيرى را استصحاب مىكنيم چرا كه وقتى مركب دهجزئى واجب شده ، هر جزئى در ضمن اين مركب داراى وجوب مقدّمى است ، زيرا : انّ الاجزاء مقدّمة للمركب .
پس اين نه جزء در ضمن آن ده جزء وجوب غيرى داشت و ما آن را استصحاب كرديم به شما مىگوييم : وجوب غيرى براى رسيدن به غير و يا ذى المقدّمه است ، حال كه شما از انجام ذى المقدّمه يعنى مركب عاجز هستيد ، وجوب المقدمة چه معنائى دارد ؟
فلذا : در اين صورت اگر يك جزء متعذّر شود ، بقيّه اجزاء ساقط مىشود .
* عبارة اخراى پاسخ شيخ در قالب يك پاسخ فنّى چيست ؟
شيخ مىفرمايد : اينجا جاى استصحاب نيست . چرا كه :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 586
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٨٦