تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧

تشريح المسائل

* دوّمين تنبيه از تنبيهات باب اقلّ و اكثر و يا شك در جزئيّت و شرطيّت راجع به چه امرى است ؟ راجع به اينست كه : اگر به دليل خاص ثابت شود كه فلان امر جزء فلان مركب است مثلا فاتحة الكتاب جزء نماز است و يا فلان امر شرط فلان مشروط است ، مثلا طهارت شرط نماز است ، آيا مقتضاى قواعد و اصول اينست كه اين جزئيّت و شرطيّت مطلقتين باشند و يا مقيدتين ؟ * مقدمة بفرمائيد مراد از مطلق و يا مقيّد بودن چيست ؟ 1 - مطلق بودن به اين معناست كه جزئيّت فلان امر و يا شرطيّت آن اختصاص به فرض تمكّن آن ندارد بلكه چه در فرض تمكّن و چه تعذّر ، جزئيّت يا شرطيّت دارد . يعنى : تحت هيچ شرائطى عمل بدون آن صحيح نيست چه آن امر مقدور مكلّف باشد يا نه . 2 - مقيّد بودن به اين معناست كه : اين جزئيّت و يا شرطيّت مخصوص به حال تمكّن مكلّف از انجام آن است و لكن در فرض تعذر شرطيّت يا جزئيت ندارد . * ثمرهء اين دو مطالب چيست ؟ اينست كه : 1 - بنا بر مطلق بودن ، مركّب يا مشروط بدون اين جزء يا شرط مطلوبيّتى ندارد ، بلكه به همراه اين جزء يا شرط مطلوب امر است . حال : اگر از انجام چنين جزء و يا شرطى متمكّن بوديم ، عمل با اين جزء يا شرط مطلوبيّت داشته و واجب است . و اگر قادر بر انجام چنين جزء و يا شرطى نبوديم ، اصل وجوب و تكليف به مركّب يا مشروط از عهدهء ما برداشته مىشود . زيرا عمل بدون اين قيد مطلوبيّت ندارد ، مثل اعتق رقبة مؤمنة كه مطلوب مولى عتق خصوص رقبهء مؤمنه است و غير آن مطلوب نيست . و لذا : الف : اگر قادر بر عتق رقبهء مؤمنه بوديم ، انجام آن بر ما واجب است . ب : اگر قادر بر عتق رقبهء مؤمنه نبوديم ، اصل وجوب عتق از ريشه ساقط است . 2 - امّا بنا بر قول دوّم كه شرطيّت يا جزئيّت مقيّدتين به حال تمكّن هستند نتيجه اين مىشود كه در صورت تعذر ، فلان امر جزئيّت يا شرطيّت ندارد و لكن اصل تكليف نسبت به باقى مانده ، به قوت خود باقى است و از عهدهء ما ساقط نمىشود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 577 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى