( بيان فرض چهارم شيخ و فرض ششم ما )
و اين چنين است اگر اجزاء امر مركب از ( طريق ) اوامر متعدّد ثابت شوند ، پس هريك از اوامر متعدّد ، امر غيرى است ، و لذا وقتى امر در آن به خاطر عاجز بودن مرتفع شد ، امر به ذى المقدّمه نيز مرتفع مىشود .
در نتيجه : حكم به عدم سقوط بقيّهء اجزاء منحصر مىشود در فرض اوّل ( از سه فرض آخر يعنى فرض چهارم ) چنان كه توضيح دادهايم .
پس ( بنا بر فرض اوّل شيخ و فرض چهارم ما كه گفته شد الباقى ساقط نيست ، كسانى كه قادر هستند نماز دهجزئى مىخوانند و آنها كه عاجزند نماز نه جزئى مىخوانند ، در نتيجه اين سؤال پيش مىآيد .
كه آيا با استعمال أقيموا الصلاة در اينجا استعمال در دو معنا پيش نمىآيد ؟ و لذا شيخ در پاسخ مىفرمايد : ) .
خير ، از اين فرض استعمال لفظ مطلق ( يعنى أقيموا الصلاة ) در دو معنا : يعنى : نماز ( نه جزئى ) مجرد از آن جزء نسبت به عاجز ، و نماز ( دهجزئى ) مشتمل برآن جزء نسبت به قادر ، لازم نمىآيد .
زيرا كلمهء مطلق چنان كه در مباحث الفاظ روشن شده وضع شده است براى ماهيت مهمله ( يا مطلقه ) ، كه صادق بر مجرّد از قيد و مقيّد ( هر دو ) مىباشد .
بههرحال : اگر بنا بشود كه استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد لازم بيايد ، پس بسيارى از مطلقات در معانى كثير استعمال شدهاند ، زيرا خطاب وارد بر صلاة ( يعنى أقيموا الصلاة ) ، همه مكلفين موجود در زمان نزول يا مطلق موجودين و معدومين به واسطهء آن مورد خطاب واقع شدهاند ، و حالآنكه مردم عالم در تمكّن از آب براى وضو و عدم آن و در حضر و سفر و صحّت و مرض و غير ذلك مختلفاند ، و اين چنين است مطلب در ساير واجبات .
* * *