* با توجه به متن و هدف مشخّص شده در احاديث فوق چه نسبتى از نسب اربع ميان حديث اوّل با دوّم برقرار است ؟
نسبت تساوى بين آنها برقرار است ، چرا كه هر دو حديث در نتيجه به يك جا رسيده و هماهنگاند . يعنى : حديث اول مىگويد : سهو و نسيان مضرّ و مبطل نيست چه زيادتش و چه نقصانش حديث دوم هم مىگويد : نماز در اثر زيادت اعاده لازم ندارد .
پس : در نتيجه هماهنگ بوده و تعارضى با هم ندارد اعم از اين كه شما حديث دوم را اعم بگيريد از چهار فرض عمد و سهو و زيادة و نقيصة ، و يا تنها صورت سهو را در آن مورد لحاظ قرار دهيد .
به عبارت ديگر :
* اگر سؤال كنيد كه آيا حديث لا تعاد تنها صورت سهو را مد نظر دارد و يا در هر چهار فرض مىگويد لا تعاد ؟
مىگوئيم : اگر تنها صورت سهو را مورد ملاحظه قرار داده باشد با حديث اوّل مىشود مساوى چرا كه حديث اول گفته حالت سهو ضرر ندارد چه زيادة و چه نقيصة ، حديث دوم هم گفته سهو ضرر ندارد چه زيادة و چه نقيصة .
و اگر مراد از لا تعاد در حديث دوم هر چهار فرض باشد ، نسبتش با حديث اول مىشود عموم و خصوص مطلق ، منتهى نه عموم و خصوصى كه تعارض بكند بلكه عموم و خصوصى كه هماهنگ است .
مثل : اكرم العلماء و اكرم النّحاة ، كه مفعول اكرم العلماء همهء علماء و دانشمندان است و لكن مفعول اكرم النحاة فقط نحاة مىباشد . كه شمول خطاب اوّل بيشتر از خطاب دوم است .
حال در ما نحن فيه نيز حديث دوّم شمولش بيشتر از حديث اوّل است و لكن تعارضى با هم ندارند .
* چه نسبتى از نسب اربع ميان حديث اوّل ، دوم با سوّم يعنى : ( من زاد في صلاته فعليه الإعادة ) ، برقرار است ؟
با توجّه به اين كه هدف در حديث سوم نيز زيادت است اعم از اين كه سهوا باشد يا عمدا ، عموم و خصوص من وجه است .
چرا ؟ زيرا : حديث اوّل و دوم هدفشان سهو و نسيان است و لكن هدف در حديث سوم زيادت است و لذا از آن جهت كه در نسيان و زيادت دو مادهء افتراق وجود دارد و يك مادّهء اجتماع اين
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 564
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٦٤