تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
آب كرّ است يا از كريّت افتاده است ؟ عرف مىگويد : هذا الماء كان كرّا به عبارت ديگر مىگويد : اين آب كرّ بود ، اكنون شك داريم كه كر است يا نه ؟ استصحاب مىكنيم بقاء كريت آن را . * اگر اشكال كنيم كه آن آبى كه كرّ بود اين آب نيست چرا كه مقدارى از آن برداشته شده بود ؟ عرف مىگويد : اين مقدار از برداشتن بلا تأثير است و مسامحة مىتوان گفت اين آب همان آب است . حال : اگر در ما نحن فيه نيز ، شما بگوئيد ما مقدارى از عمل و يا مأمور به را با هيئت اتصاليه انجام داده‌ايم ، عرف از روى مسامحه مىگويد اين همان هيئت اتصاليّهء نماز است كه محقّق شده است . و لذا هرگاه كه نگران شديد ، هيئت اتصاليه را استصحاب كنيد . بنابراين : ممكن است با مسامحة عرفيّه چنين استصحابى در اينجا صورت بگيرد . * جناب شيخ شما در ايراد به استصحاب بقاء قابليت اجزاء سابقه فرموديد كه اصل مثبت است و فاقد حجيّت و لكن اگر ما استصحاب كنيم بقاء قابليت اجزاء را خواهى نخواهى اثرش اين مىشود كه اين صحنهء پيش آمده قاطع نيست و اثر قاطع نبودن اينست كه عمل تو صحيح است و نياز به استيناف ندارد كه اين خود يك اثر شرعى است و مىتوان گفت كه استصحاب بقاء قابليت اجزاء درست است چه مىفرمائيد ؟ بله ، اين استصحاب يك اثر عقلى دارد كه عدم قاطعيّت صحنه پيش آمده است و به دنبال آن يك اثر شرعى دارد كه مع الواسطه است . و لذا نمىتوان استصحاب كرد . اگر گفته شود اين واسطه حفيف است به گونه‌اى كه نوعا اذهان مردم متوجّه آن نيست ، از اين واسطه سريعا گذر كرده به نتيجهء شرعى مىرسند . بدين معنا كه تا شما گفتيد اجزاء سابقه قابليت اتصال دارند عرف نتيجه مىگيرد كه فلا يجب الاستيناف . * - بله ، ممكن است با چنين نگاهى هم دست به استصحاب زد . خلاصه اين كه : جناب شيخ : ابتدا به تجزيه و تحليل استصحاب هيئت اتصاليه پرداخت به هريك ايرادى گرفت ، سپس هريك را به نحوى مرمّت كرد ، يكى را با مسامحة در موضوع مرمّت نمود ديگرى