* ثانيا : اثبات مزبور از آثار عقليه است و استصحاب نمىتواند اثباتكنندهء آثار عقليه باشد چه پاسخ مىدهيد ؟
مىگوئيم كه خير استصحاب صحت ، اصل مثبت نيست و عيب استصحاب الصحه همان است كه من گفتم و آن عيب اينست كه .
ما يقينا مىدانيم كه اجزاء سابقه صحيحاند و لكن صحيح بودن اجزاء سابقه مستلزم صحيح بودن اجزاء بعدى نيست و دردى را از شاك درمان نمىكند .
به عبارت ديگر : شما خيال كردهاى كه استصحاب الصحه مستلزم عدم مانعيت است ، يعنى وقتى صحت استصحاب شد ، ديگر اين زيادى عمدى مانعيت ندارد .
يعنى : استلزام را پذيرفتهايد و گفتهايد كه اين لازمه ، لازمهء عقلى است و هر اصلى كه داراى لازمهء عقلى باشد اصل مثبت است .
خير ، بايد بدانيد كه اصلا ملازمهاى ميان صحت اجزاء قبلى و عدم مانعيّت اين زيادى عمدى وجود ندارد . تا بحث كنيم كه عقلى است يا شرعى .
* جناب شيخ شما گفتيد استصحاب هيئت اتّصاليه اشكالى ندارد و مىتوان از آن استفاده كرده قاطعيّت محتمله را از بين برد آيا هنوز بر بىعيبى اين استصحاب معتقديد ؟
خير ، به نظرم مىآيد كه اين استصحاب نيز داراى عيب و اشكال است .
* چرا اين استصحاب دچار عيب و اشكال است ؟
زيرا شما به عنوان يك مستشكل مىتوانيد اشكال كنيد كه آيا اين مستصحب شما ، هيئت اتصاليّهء مجموع عمل است يا هيئت اجزاء سابقه بعضها مع بعض است .
- اگر هيئت اتصاليه مجموع را استصحاب مىكنيد ، بايد متوجه باشيد كه هنوز مجموع محقّق نشده تا هيئت اتصاليّهاش محقّق شده باشد و شما آن را استصحاب كنيد .
زيرا فرض ما اينست كه در اثناء عمل صحنهاى پيش آمده كه ما احتمال مىدهيم اين صحنه قاطعيّت داشته باشد .
- و اگر هيئت اتصاليّهء اجزاء سابقه بعضها مع بعض ديگر را استصحاب مىكنيد .
فى المثل نصف نماز را خواندهايد و در اين نصف نماز برخى اجزاء با برخى ديگر اجزاء داراى هيئت اتصاليه هستند و شما آن را استصحاب مىكنيد ، بايد بدانيد كه : هيئت اتصاليه اجزاء سابقه دردى را درمان نمىكند ، چون ما به دنبال هيئت اتصاليهء سرتاسرى عمل هستيم .
يعنى : همانطور كه استصحاب صحت اجزاء قبلى نافع نبود ، استصحاب هيئت اتصاليهء اجزاء
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 539
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٣٩