تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
* ثانيا : اثبات مزبور از آثار عقليه است و استصحاب نمىتواند اثبات‌كنندهء آثار عقليه باشد چه پاسخ مىدهيد ؟ مىگوئيم كه خير استصحاب صحت ، اصل مثبت نيست و عيب استصحاب الصحه همان است كه من گفتم و آن عيب اينست كه . ما يقينا مىدانيم كه اجزاء سابقه صحيح‌اند و لكن صحيح بودن اجزاء سابقه مستلزم صحيح بودن اجزاء بعدى نيست و دردى را از شاك درمان نمىكند . به عبارت ديگر : شما خيال كرده‌اى كه استصحاب الصحه مستلزم عدم مانعيت است ، يعنى وقتى صحت استصحاب شد ، ديگر اين زيادى عمدى مانعيت ندارد . يعنى : استلزام را پذيرفته‌ايد و گفته‌ايد كه اين لازمه ، لازمهء عقلى است و هر اصلى كه داراى لازمهء عقلى باشد اصل مثبت است . خير ، بايد بدانيد كه اصلا ملازمه‌اى ميان صحت اجزاء قبلى و عدم مانعيّت اين زيادى عمدى وجود ندارد . تا بحث كنيم كه عقلى است يا شرعى . * جناب شيخ شما گفتيد استصحاب هيئت اتّصاليه اشكالى ندارد و مىتوان از آن استفاده كرده قاطعيّت محتمله را از بين برد آيا هنوز بر بىعيبى اين استصحاب معتقديد ؟ خير ، به نظرم مىآيد كه اين استصحاب نيز داراى عيب و اشكال است . * چرا اين استصحاب دچار عيب و اشكال است ؟ زيرا شما به عنوان يك مستشكل مىتوانيد اشكال كنيد كه آيا اين مستصحب شما ، هيئت اتصاليّهء مجموع عمل است يا هيئت اجزاء سابقه بعضها مع بعض است . - اگر هيئت اتصاليه مجموع را استصحاب مىكنيد ، بايد متوجه باشيد كه هنوز مجموع محقّق نشده تا هيئت اتصاليّه‌اش محقّق شده باشد و شما آن را استصحاب كنيد . زيرا فرض ما اينست كه در اثناء عمل صحنه‌اى پيش آمده كه ما احتمال مىدهيم اين صحنه قاطعيّت داشته باشد . - و اگر هيئت اتصاليّهء اجزاء سابقه بعضها مع بعض ديگر را استصحاب مىكنيد . فى المثل نصف نماز را خوانده‌ايد و در اين نصف نماز برخى اجزاء با برخى ديگر اجزاء داراى هيئت اتصاليه هستند و شما آن را استصحاب مىكنيد ، بايد بدانيد كه : هيئت اتصاليه اجزاء سابقه دردى را درمان نمىكند ، چون ما به دنبال هيئت اتصاليهء سرتاسرى عمل هستيم . يعنى : همان‌طور كه استصحاب صحت اجزاء قبلى نافع نبود ، استصحاب هيئت اتصاليهء اجزاء