تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
زيادى عمدى و صحت مجموعهء عمل از شما درمان نمىكند . به عبارت ديگر : صحت اجزاء ماضيه نمىتواند بگويد . پس از زياد كردن عمدى فلان جزء عمل صحيح است چرا كه نگرانى شما از اجزاء بعدى پيدا شده و نه از اجزاء قبلى و سابقه و لذا : وقتى نگرانى مربوط به جائى است كه زيادت عمدى صورت گرفته ، صحت اجزاء قبلى مفيد در رفع اين نگرانى نمىباشد . * جناب شيخ چرا مىگوئيد اجزاء سابقه صحيح‌اند ، مرادتان از اين صحت چيست ؟ زيرا صحت به دو معناست : 1 - يا به عملى كه مطابق با امر مولى صورت گرفته صحيح مىگويند . 2 - و يا به عملى كه داراى اثر است و به عبارت ديگر اثر برآن مترتب مىشود . حال شما انجام اجزاء سابقه را به هريك از دو معناى مذكور بگيريد ، صحيح هستند . چرا كه : اوّلا : مطابق با امر صورت گرفته‌اند . ثانيا : ثمربخش هستند چرا كه اين حيثيّت را دارند كه با انجام اجزاء بعدى محصّل هيئت و يا مأمور به كلّى شوند . علىاىّحال صحت اجزاء قبلى معالج شك و نگرانى حاصل شده از اجزاء بعدى نمىباشند . پس : اين كه فرموديد : استصحاب مىكنيم صحت اجزاء قبلى را و نتيجه مىگيريم صحت مجموعهء عمل را حرف درستى نيست . * جناب شيخ فرق مسئلهء مانعيّت كه محلّ بحث ماست يعنى زيادة الجزء عمدا با مسألة قاطعيت در چيست ؟ مسألهء مانعيت اينست كه ما احتمال بدهيم كه عدم يك شىء بما هو هو در صحت عمل دخالت داشته باشد . مثل زيادت يك جزء از روى عمد در نماز . مسئله قاطعيّت اينست كه : ما مىدانيم عدم فلان شىء بما هو هو معتبر نيست چرا كه در صحت عمل دخالت ندارد و لكن برهم‌زنندهء هيئت اتصاليّه ( يعنى موالات ) در عمل است . مثل حدث و يا فعل كثير كه قاطع هستند . * جناب شيخ اگر كسى اشكال كند كه عيب استصحاب الصّحة اينست كه اصل مثبت است و نبايد آن را جارى نمود و دليل او اين باشد كه : اوّلا : شما مىخواهيد با استصحاب الصحة اثبات كنيد كه اجزاء بعدى هم با صحت انجام گرفته و مجموعهء عمل صحيح است و نيازى به اعاده ندارد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 538 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى