- اگر بگوئيد هيئتى را كه خدا خواسته برهم زده ، مىگوييم كه اين اوّل كلام است و بحث ما روى همين است .
- اگر بگوئيد هيئت متعارفه را برهم زده ، مىگوئيم هيئت عرفيه مبطل نيست .
* جناب شيخ اگر كسى براى حكم به صحت و عدم بطلان عمل به استصحاب صحت تمسك كرده بگويد :
- قبل از تحقق اين زيادت ، عبادت ما صحيح بود . ( صغرى )
- پس از تحقق اين زيادى براى ما شك در بقاء صحت حاصل شد . ( كبرى )
- استصحاب مىكنم بقاء صحت را . چه پاسخ مىدهيد ؟ ( نتيجه )
مىگوئيم : اين دليل ، دليل صحيحى نيست ، چرا كه صحّتى در كار نيست تا شما پس از زياد كردن عمدى بخواهيد آن صحت را استصحاب كنيد .
به عبارت ديگر : شما كه در اثناء نماز هستى و مقدارى از آن را خواندهاى چه طور مىتوانى صحت تمام عمل را استصحاب كنى ؟
به عبارت ديگر : اگر صحت مجموع نماز را استصحاب مىكنيد ، مجموع نماز هنوز تحقق نيافته تا صحبت از صحت و يا بطلانش شود .
اگر صحت اجزاء سابق بر اين زيادت را استصحاب مىكنيد ، اينجا جاى اجراى استصحاب نيست .
چرا كه استصحاب داراى دو ركن است : 1 - يقين سابق 2 - شك لا حق در بقاء .
امّا : ركن دوم استصحاب ، در اينجا منتفى است چرا كه ما شك در صحت اجزاء سابقه نداريم و شكى نسبت به اين اجزاء براى ما پيدا نشده تا صحتى را استصحاب كنيم .
از طرف ديگر چه مانع يقينى در عبادت حاصل شود يا مانع احتمالى ، باز هم اجزاء سابقه يقينا بر صحّت خودشان باقى هستند .
فى المثل : در اثناء نماز ، نماز را رها كرده به كار ديگرى مشغول مىشويد اين كار يقينا مانع صحت عبادت است ، و لكن باز هم آن اجزائى كه طبق فرمان عمل شدهاند بر صحت خودشان باقى هستند .
و يا فى المثل : اگر در اثناء نماز جزئى را زياد كنى و مانعى احتمالى ايجاد نمائى كه همين مطلب مورد بحث ماست ، باز هم اجزاء سابقه يقينا بر صحت خودشان باقى هستند .
- از طرف ديگر اصلا صحيح بودن اجزاء سابقه دردى را از نگرانى شما نسبت به دخالت آن
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 537
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٣٧