داده است لكن نفرموده چيزى برآن بيفزا يا چيزى برآن نيفزا يا هرگونه كه مىخواهى عمل بكن .
به عبارت ديگر : ما نمىدانيم كه جزء به شرط لا اخذ شده يا لا به شرط اخذ شده و يا به شرط شىء .
و لذا : اين جزء است كه محلّ بحث ماست كه نمىدانيم زياد كردن عمدى آن مبطل عمل هست يا نه ؟
* جناب شيخ شرط ديگر در زيادة الجزئى كه محلّ بحث است چيست ؟
سنخيّت جزء زياد شده با اجزاء عمل است و لذا اگر غير مسانخ باشد از محل بحث ما خارج است .
فى المثل : بازى كردن با لحيه و يا بازى كردن با انگشتان مسانختى با اجزاء و اعمال نماز ندارد و يا گفتن و لا الضّالين مسانختى با افعال نماز ندارد و لذا اين گونه زيادتى محلّ بحث ما نيستند . و لكن اگر به جاى يك سورهاى كه در نماز واجب است شما دو سوره خواندى اين محلّ بحث ماست كه آيا مبطل است يا نه ؟
* شرط ديگر چيست ؟
زياد كردن اين جزء به قصد جزئيّت و افزودن بر مأمور به باشد و الّا اگر به قصد جزئيّت نباشد از محل بحث خارج است .
فى المثل : در اثناء نماز ، قارى شروع به قرائت قرآن مىكند ، اتفاقا به آيهء سجده مىرسد . در اين صورت اگر شما جهت امتثال آن امر و نه به قصد افزودن بر نماز ، سجدهاى به جا آوريد عمل شما از محلّ بحث ما خارج است .
- خلاصه اين كه زيادة الجزء عمدا ، محلّ بحث ماست ، امّا به اين شرط كه :
1 ) - به شرط شىء نباشد ، 2 ) به شرط لا نباشد ، 3 ) لا به شرط نباشد ، 4 ) سنخيت با اجزاء عمل داشته باشد ، 5 ) به قصد جزئيت زياد شده باشد .
* زيادة الجزء به قصد جزئيّت بر چند نوع است و يا به عبارت ديگر كسى كه جزئى را زياد مىكند ممكن است چند جور نيت داشته باشد ؟
تارة نيت طرف اينست كه جزئى را مستقلا و به نيّت جزئيت اضافه كند ، فى المثل مىداند شارع يك ركوع را واجب كرده و لكن مىگويد من دلم مىخواهد كه هر ركعت دو ركوع داشته باشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 535
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٣٥