ترجمه
( دليل خاص بر مبطل بودن زيادى عمدى در برخى از عبادات )
مطالبى را كه تا به امروز در رابطهء با حكم زيادى عمدى گفتيم و آن اين بود كه ( در يك صورت مطلقا مبطل است و در دو صورت ديگر ) مقتضاى اصل برائت ، عدم مانعيّت اين زيادى عمدى است البته با نظر به مقتضاى اصل اوليّه و الّا گاهى دليل ثانوى در خصوص برخى از مركّبات مثل نماز ، اقتضا مىكند بطلان را ، آنجا كه اخبار و روايات مستفيضه دلالت بر بطلان فريضه دارند ، به سبب زيادت عمدى مثلا يك جزء در آنها .
مثل اين سخن امام عليه السّلام كه مىفرمايد : كسى كه زياد كند ( جزئى ) را در نمازش ، پس اعاده نيز بر او واجب است .
و مثل اين سخن ايشان عليه السّلام كه مىفرمايد : وقتى ( مكلّف ) يقين دارد كه چيزى را در فريضه زياد كرده است پس بايد نمازش را از سر بگيرد .
و مثل اين سخن امام عليه السّلام در روايتى كه به نقل از تفسير عياشى ، دربارهء كسى كه نمازش را در سفر تمام خوانده است ، مىفرمايد : بايد ( نمازش را ) از سر بگيرد . چرا كه در واجب خداى عزّ و جلّ ركعاتى را زياد كرده است ، و با عموميّت تعليل دلالت دارد بر وجوب اعادهء عمل در هر زيادتى كه در فريضهء الهى انجام شود .
و آنچه در نهى از قرائت سور عزائم در نماز وارد شده ، به علت اين سخن امام عليه السّلام است كه اين سجدهء ( به خاطر سورهء عزيمه ) زيادت در نماز است و آنچه در طواف كعبه وارد شده است مبنى بر اين كه طواف هم مثل نماز است در اينست كه زيادت در طواف نيز مبطل طواف است .
و براى بيان معناى زيادت و اين كه سجدههاى مربوط به سور عزائم چگونه در فريضه زيادت مىباشند مقام ديگرى مىطلبد . اگرچه ذكر اين مطلب در اينجا خالى از مناسبت نيست و لكن پرداختن به آنچه ذكرش واجب است اهم است از ذكر مطالبى كه ذكرشان مناسب است .
* * *