چرا جناب شيخ ؟
زيرا : شما فرموديد : ذمّهاتان مشغول است و اين اشتغال ذمّه ، برائت يقينيه مىخواهد ، و فكر كرديد كه برائت يقينيه نيازمند دو عمل است : اتمام ، پس از آن استيناف و حالآنكه لازم نيست پس از اتمام دوباره عمل را از سر بگيريد ، بلكه به مجرد استيناف اين برائت حاصل مىشود ، پس عملتان را قطع كنيد و يك عمل كامل را از سر گرفته انجام دهيد .
* جناب شيخ آيا قطع عمل در اينجا حرام است يا نه ؟
اگر آن دو استصحاب حجّت مىبود بله ، قطع حرام بود و لكن :
1 - از طرفي آن دو استصحاب حجت نيستند ، چون كه موضوعشان محرز نيست . و جايى براى جريان ندارند .
2 - از طرف ديگر قهرا شما در شك قرار داريد كه آيا ما كه اين عمل را مرتكب شده و انجام داديم مرتكب حرام شديم يا نه ؟ كه اين شك ، شك در تكليف است . عند الشك فى التكليف هم ، الاصل ، البراءة . پس مىتوانيد عملتان را در اثناء آن قطع كنيد و پس از آن استيناف نمائيد .
خلاصه اين كه : در رابطهء با حكم زيادى عمدى در عبادت دو نظر وجود داشت :
1 - برخى گفتند اين زيادى مبطل است ، چرا كه مغيّر هيئت اتصاليه صلاتى است .
2 - برخى گفتند اين زيادى مبطل نيست ، كه اين قول مشهور بود .
جناب شيخ : پنج دليل از لسان مشهور در اثبات صحت عمل به شرح ذيل آورد :
1 - اصل برائت كه رأى خود شيخ بود .
2 - استصحاب صحت عمل .
3 - آيهء شريفه :
وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ .
4 - استصحاب حرمت قطع عمل .
5 - استصحاب وجوب اتمام عمل .
در پايان فرمود : اگر فقيه بين اتمام و استيناف مردّد شد اولى اينست كه : حكم به قطع نمايد و سپس امر به اعاده نمايد كه بيّنة الوجوب است .
* * *