تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
* دليل شيخ بر اضعف بودن اين استدلال از استدلال قبلى و يا نادرست بودن آن چيست ؟ اينست كه : 1 - موضوع استصحاب در اينجا وجوب اتمام است . 2 - پس از زيادى معلوم نيست ، اتمام بر استمرار اين عمل صدق كند و به عبارت ديگر صدق الاتمام كه موضوع استصحاب است محرز نيست . پس : استصحاب ممكن نيست . * چرا پس از زيادت الجزء عمدا ، معلوم نيست كه اتمام بر استمرار اين عمل صدق كند ؟ زيرا : شايد عدم اين زيادت شرط صحت بوده و ما رعايت نكرده‌ايم و عملى كه حد اقل يك جزء و يا شرط عدمى و وجودىاش رعايت نشود تام نيست و لذا صدق الاتمام محرز نيست . و لذا تا صدق الاتمام محرز نشود حكم وجوب پياده نمىشود . * عبارة اخراى پاسخ شيخ در لسان ديگر چيست ؟ شيخ مىفرمايد شرط استصحاب احراز موضوع است كه در اينجا موجود نيست ، چرا كه شما قبل از زيادى عمدى قدرت اتمام و يا عدم آن را داشتى زيرا زمام امور در دست تو بود و مىتوانستى عمل را تمام كنى ، مىتوانستى آن را رها كنى و لذا خداى تعالى فرمود : تمام كن . امّا : پس از اين زيادى عمدى ديگر معلوم نيست كه تو قادر بر اتمام باشى زيرا ممكن است زيادى عمدى ، عمل تو را قطع و باطل كرده باشد ، و ادامه دادن شما لغو و بيهوده باشد كه اين همان شك در موضوع است . و لذا : استصحاب وجوب با شك در اتمام معنا ندارد و استصحاب در اينجا جارى نمىشود . * مراد از ( و ربّما يجاب عن حرمة الابطال و وجوب الاتمام الثابتين بالاصل . . . ) چيست ؟ اشاره به پاسخ صاحب رياض است از اين دو استصحاب مبنى بر اين كه : ما هر دو استصحاب را مىپذيريم و لكن نتيجه آن دو ، صحت عمل و عدم وجوب اعاده نيست ، چرا كه ميان وجوب اتمام و يا حرمت قطع با صحت عمل تلازمى وجود ندارد ، اگر آن حكم تكليفى آمد اين حكم وضعى هم بيايد ، خير ، شايد آن حكم تكليفى تعبدى باشد مثل آنچه در باب حج و روزه گفته شده است كه حاجى و يا صائم و لو حج يا روزهء خود را ابطال كرده باشند و لكن ادامهء عمل و اتمام آن واجب بوده و رفع يد از آن حرام است ، پس ملازمه‌اى در كار نيست . در نتيجه : 1 - نسبت به وجوب اتمام و حرمت ابطال استصحاب جارى مىشود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 527 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى