* حاصل بحث در اوّلين معناى كلمهء ابطال چيست ؟
طبق اين احتمال و معنائى كه شد ، نهى مستنبط در لا تبطلوا ، ارشادى است و از اين ناحيه هيچ ثواب و عقابى مترتب نمىشود و ارشاد به حكم عقل است .
يعنى : عقل مىگويد : شما كه اين همه زحمت كشيده و كاسب ثواب بسيار شدهاى چرا بىجهت آن را از دست مىدهى ؟
طبق اين معنا ، آيهء شريفه از محل بحث ما خارج است .
* مراد از ( الثّانى : ان يراد به ايجاد العمل على وجه باطل ، من قبيل قوله . . . ) چيست ؟
اشارهء شيخ به دوّمين معنائى است كه از كلمهء ابطال شده است و لذا مىفرمايد : بنابراين تفسير معناى كلمهء ابطال اينست كه : از آغاز انجام اعمالتان را باطلا و فاسدا شروع نكنيد .
فاسد شروع كردن عمل يا به لحاظ اينست كه عمل فاقد شرطى از شرائط صحت است ، مثل نيّت در نماز ، و يا طهارت در نماز . . . و يا به خاطر همراه بودن با مانعى از موانع است . مثل :
نجاست لباس و بدن و يا غصبيّت مكان و يا استدبار القبله از همان ابتدا اثرى بر اين عمل مترتب نيست ، نه اين كه اوّل صحيح بوده و بعدا فاسد شده .
* حاصل مطلب در دومين معناى كلمهء ابطال چيست ؟
طبق اين معنا نيز نهى لا تبطلوا ، ارشادى است يعنى ارشاد به حكم عقل است چرا كه عقل در صدور حكم فوق مستقل است .
طبق اين معنا نيز آيهء شريفه از محلّ بحث خارج است . و مثل اين آيهء شريفه مثل آن ضرب المثل عربى است كه مىگويند : ضيّق فم الرّكيّة .
يعنى : دهانهء چاه را از ابتدا كوچك و تنگ بگيريد نه اينكه اوّل حلقهء چاه را وسيع و با قطر زياد بگيرى و سپس با ابزار ديگر آن را تنگتر كنى .
* مراد از ( الثالث : ان يراد من ابطال العمل قطعه و رفع اليد عنه و . . . ) چيست ؟
اشاره به معناى سوم است مبنى بر اين كه : مراد از ابطال عمل ، قطع عمل در اثناء آن و رفع يد از آن باشد ، يعنى : عملى مثل نماز ، روزه ، حج و . . . را كه به طور صحيح شروع كردهايد ، در وسط عمل كارى نكنيد كه آن عمل فاسد شود .
فى المثل : مانعى از موانع يا قاطعى از قواطع را ايجاد نكنيد كه موجب ابطال عمل شود .
حاصل مطلب اين كه : حق نداريد عمل را در اثناء آن به هم بزنيد .
نكته :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 517
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥١٧