1 - دليل خود شيخ انصارى ( ره ) ، اصالة البراءة بود .
2 - دليل برخى از فقها هم استصحاب بود .
* پس مراد از ( يتمسّك لاثبات صحّة العبادة عند الشك فى طرّ و المانع . . . ) چيست ؟
اينست كه : جماعتى به پيروى از شيخ الطائفه ، شيخ طوسى براى اثبات صحت عبادت در اين صور به آيهء شريفهء
لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ
تمسّك كردهاند .
* استدلالشان به چه كيفيّتى است ؟
مىگويند :
1 - آيهء شريفه به دلالت مطابقيّه ، دلالت بر حرمت ابطال عمل دارد ، چرا كه صيغهء لا تفعل ظهور در حرمت دارد .
2 - در ملازمات عقليّه ثابت شده ، همانطور كه امر به شىء مقتضى نهى از ضدّ است ، همينطور هم نهى از شىء مستلزم امر به ضدّ است .
3 - با توجه به بند فوق نهى از ابطال عمل مستلزم امر به مضى و ادامهء عمل است .
پس : انجام مضى و ادامهء عمل بر ما واجب است .
سپس از راه وجوب مضى اثبات مىكنند صحت عمل را با يكى از طرق ذيل :
* مراد از ( فانّ حرمة الابطال للمضىّ فيها و هو مستلزم لصحّتها . . . ) چيست ؟
اولين راهى است كه حضرات براى صحت عمل مزبور از وجوب مضىّ استفاده مىكنند و مىگويند :
چون ميان وجوب مضىّ و صحّت عمل ، به دلالت التزاميّهء لفظيّه ، لزوم بيّن بالمعنى الاخص وجود دارد ، ما از تصوّر وجوب مضىّ ، به تصوّر صحت عمل مىرسيم .
* اگر كسى دلالت التزاميّهء را نپذيرد چه ؟
از دلالت التزاميّهء عقليه استفاده كرده مىگويند .
عقل مىگويد : لازمهء وجوب مضىّ ، صحت عمل است و الّا لازم مىآيد كه وجوب مضىّ لغو باشد .
* مراد از ( و لو بالاجماع ) چيست ؟
اينست كه : صحت عمل مزبور را به توسط اجماع مركب اثبات مىكنند و لذا :
1 - برخى فتوى دادهاند ، به وجوب مضىّ و به صحت عمل چنان كه برخى نيز نفى كردهاند هم وجوب مضىّ و هم صحت عمل را ، پس كسى پيدا نمىشود كه قائل به وجوب مضىّ باشد و