لكن قائل به صحت نباشد .
و لذا : از آن جهت كه به بركت آيهء شريفه وجوب مضىّ ثابت شد ، به بركت اجماع مركب نيز ثابت مىشود صحّت عمل .
* مراد از ( او عدم القول بالتفكيك بينهما . . . ) چيست ؟
اشاره به طريق چهارم و اثبات صحت عمل مزبور است به بركت عدم قول به فصل ميان اين دو مسئله .
* مراد از پاسخ مذكور چيست ؟
اينست كه : دو مسئله تكليفى و وضعى در اينجا وجود دارد .
1 - وجوب المضي 2 - صحت عمل .
امّا كسى از فقها ميان اين دو مسئله قائل به تفصيل نشده است ، بلكه برخى در هر دو مورد مثبتاند و برخى ديگر منكرند .
پس : چون وجوب مضى به بركت آيه ثابت شد ، صحت عمل نيز به بركت عدم قول به فصل ثابت مىشود .
* پس مراد از ( فى غير الصّوم و الحجّ ) چيست ؟
اينست كه : در خصوص باب حج و صوم دليل خاص وجود دارد كه به فرض فساد عمل ، باز هم ادامه دادن و اتمام آن لازم است .
* آيا به نظر شما ميان وجوب مضىّ و صحّت عمل ملازمهاى هست ؟
خير ، و لكن در ساير ابواب كه دليل خاصّى وجود ندارد روى قواعد اين ملازمه ثابت مىشود .
* مراد از ( و هو لا يخلو عن نظر يتوقّف على بيان ما يحتمله الآية الشريفة من المعانى ) چيست ؟
اينست كه : به نظر شيخ استدلال مذكور مبتلاى به اشكال است ، منتهى قبل از بيان اشكال بايد با معانى مختلفه كلمهء ابطال كه در آيه
لا تُبْطِلُوا *
آمده آشنا شد ، پس از بررسى و اختيار معناى صحيح ، اشكال استدلال فوق را مطرح و پاسخ دهيم .
* مراد از ( انّ حقيقة الابطال - بمقتضى وضع باب الافعال - احداث البطلان . . . ) چيست ؟
اشارهء شيخ به اولين معنائى است كه از كلمه ابطال شده است و لذا مىفرمايد :
ابطال به معناى احداث البطلان فى العمل الصحيح است . و لذا معناى آيهء شريفه اين مىشود كه : اى اهل ايمان اعمالى را كه به طور صحيح ، و همراه با تمام اجزاء و شرائط انجام دادهايد و مصلحت ملزمه بر اين اعمال مترتب است ، بعدا ابطال نكنيد و كارى نكنيد كه اعمال گذشتهء شما