و امّا اين كه در نصوص و فتاوى آمده كه اين اجزاء و يا كلّ عمل با عروض موانع و قواطع باطل مىشوند ، به اين معناست كه اجزاء سابقه به تنهائى مفيد فايده نيستند و رافع نگرانى شاك نيستند ، چرا كه عمل مجموعهاى مركب از اجزاء است و در چنين موردى بايد مجموع عمل با شرائط انجام پذيرد تا موجب امتثال شود و الّا اگر نصف عمل با شرائط صورت بگيرد و نصف ديگر انجام نگيرد و يا اين كه بدون شرائط صورت پذيرد كافى نيست .
پس : اجزاء سابقه بر صحت خود باقى هستند و لكن به تنهائى ملاك صحت عمل نيستند و لذا بايد عبادت را اعاده نمود تا مفيد فايده و موجب امتثال شود .
* پس مراد شيخ از ( نعم انّ حكم الشارع على بعض الاشياء بكونه قاطعا . . . ) چيست ؟
اينست كه : بله ، بر خلاف آنچه كه تا به اينجا استصحاب صحت اجزاء سابقه را نپذيرفتيم ، اكنون چنين استصحابى را تقويت كرده ممكن مىدانيم . زيرا :
1 - شارع مقدّس امورى را مانع از صحت عبادت قرار داده است ، مثل نجاست لباس و بدن ، غصبيت لباس و مكان و . . . .
و لذا از خطابات مزبور استفاده كرده و عدم اين امور را شرط از براى صحت قرار مىدهيم .
و لذا : 1 - نسبت به امورى يقين داريم كه مانعيّت دارند .
2 - و نسبت به امورى هم يقين داريم كه مانعيّت ندارند .
و امّا : 1 - نسبت به مانعيّت برخى امور هم شك داريم . ( ص )
2 - شك در مانعيّت بازگشت مىكند به شك در شرطيّت عدم . ( ك )
چنين شكى محلّ جريان برائت است و نه استصحاب . ( نتيجه )
* چرا جاى جريان استصحاب نيست ؟
زيرا : اوّلا : نسبت به صحت اجزاء سابقه بر اين امر مشكوك المانعيّة ترديدى وجود ندارد تا آن را استصحاب كنيم ، بلكه يقين به بقاء صحت آن داريم .
ثانيا : صحت اجزاء سابقه تلازمى با انضمام و صحت ساير اجزاء و مجزى بودن آنها ندارد .
در نتيجه نيازى نيست كه صحت اجزاء سابقه با استصحاب ثابت گردد .
2 - و امورى را نيز قاطع قرار داده است و اين جعل قاطعيت و ناقصيّت كاشف از يك هيئت اتصاليّه در عبادت است كه انجام عبادت يا عمل با همان هيئت اتّصاليّه مطلوب شارع است و لذا عمل بدون آن هيئت مكفى و مجزى نيست . و لذا ما :
1 - نسبت به برخى امور يقين به قاطعيّت داريم مثل حدث در اثناء نماز .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 497
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٩٧