حال : در اينجا كه جزء ديگر قطعا وجود ندارد ، باز هم اين جزء صحت به معناى مذكور را دارد .
تا چه رسد به ما نحن فيه كه شك ما در صحت نماز بخاطر شك در انضمام اجزاء لا حقه با شرائطشان و عدم انضمام آنهاست كه در چنين موردى به طريق اولى بايد گفت اجزاء سابقه صحيح است و كمبودى ندارد .
* عبارة اخراى مثال فوق را با تفصيل بيشترى بيان كنيد ؟
مولائى از عبدش سكنجبين خواسته ، عبد براى درست كردن آن مقدارى سركهء سالم و خوب همراه با عسل و يا شكر مورد نياز جهت مخلوط كردن و جوشاندن تهيّه نموده است .
فرض ما بر اينست كه : مواد تهيّه شده از صحت كامل برخوردار بوده و همهء شرايط براى تهيّهء سكنجبين فراهم است .
حال اگر در اثناء كار مانعى قطعى و يا احتمالى ايجاد شود ، فى المثل :
1 - عبد پس از ريختن سركه در ظرف كار را رها كرده و به دنبال كار ديگرى برود و مأمور به يا سكنجبين درست نشود آيا شما به صحت و سلامت سركه شك مىكنيد ؟
قطعا خير .
2 - يا اينكه عبد بجاى عسل و شكر ، گزانگبين به سركه بيفزايد و سپس نگرانى برايش حاصل شود كه آيا اين همان سكنجبينى است كه از من خواسته شده يا نه ؟ آيا اين نگرانى او به سركه برمىخورد و او در صحت و سلامت سركه شك مىكند ؟
خير ، قطعا نگرانى او يا مربوط به آن مانع قطعى است و يا اين مانع احتمالى .
پس اگر نگرانى مربوط به شرايط و يا اجزاء بعدى است ، اصالة الصحة در سركه رافع نگرانى حاصل شده از اجزاء و شرائط بعدى نيست .
به عبارت ديگر : جريان اصالة الصحة در اجزاء قبلى رافع شك و نگرانى نسبت به اجزاء و شرايط بعدى نيست .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 492
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٩٢