* نظر شيخ پيرامون استدلال مذكور چيست ؟
اينست كه : اين استدلال براى اثبات صحت عمل مثل همان استدلالى كه براى بطلان آورده شد ضعيف است . زيرا :
اگر صحت مجموع نماز را استصحاب كنند اشكال ما اينست كه : على الفرض هنوز مجموع تحقق پيدا نكرده تا صحبت از صحت و بطلان آن شود .
و اگر صحت اجزا ، سابق بر اين زيادت را استصحاب كنند ، به نظر ما چنين استصحابى در اينجا جارى نيست . چرا كه استصحاب متقوّم به دو ركن است :
1 - يقين سابق 2 - شك لا حق در بقاء .
و امّا ركن دوم در اينجا منتفى است . چرا كه ما شك در بقاء صحت اجزاء سابقه نداريم تا آن را استصحاب كنيم ، بلكه يقين به بقاء صحت داريم .
* مراد از صحت در اينجا چيست ؟
1 - صحت يا به معناى مطابق بودن اين اجزاء سابقه با امر است و يا به معناى مؤثر بودن اين اجزاء است و هركدام كه باشد صحت متيقّن است نه مشكوك امّا اينكه به معناى مطابقت با امر است بخاطر اينكه :
فرض اينست كه اجزاء سابقه با همهء شرائطشان ، مطابق با امر مولى انجام گرفته و از اين جهت نقص و كمبودى ندارد ، و صحت به اين معنا قطعى است .
و امّا اينكه صحت به معناى مؤثر بودن است بخاطر اينكه :
اثر اجزاء سابقه اينست كه اگر باقيماندهء از اجزاء با همهء شرايطشان به اين اجزاء ضميمه شوند ، قطعا موجب امتثال خواهند بود و صحت به اين معنا هم قطعى و مسلّم است و لذا نيازى به استصحاب نيست .
* حاصل مطلب در ( الا ترى : انّ صحّة الخلّ من حيث كونه . . . ) چيست ؟
بيان يك مثال از خارج است به عنوان تنظير در مسئله و لذا مىفرمايد : سكنجبين داراى دو ركن است : 1 - سركه 2 - انگبين
حال : اگر سركه تنها تهيه شود آيا به عنوان يك جزء صحيح است يا فاسد ؟ ، قطعا صحيح است ، به اين معنا كه اگر جزء ديگر هم با همه خصوصياتش به آن ضميمه شود ، قطعا سكنجبين كه كلّ است درست خواهد شد و لذا نبود جزء ديگر موجب خروج اين جزء يعنى سركه از صحّت و قابليّت لحوق نمىشود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 491
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٩١