تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
شرعى مع الواسطه باشد نمىتوانيد جارى كنيد چرا كه استصحاب در اينجا اصل مثبت است و حجت نيست . فى المثل : اگر شما استصحاب كنيد حيات زيد را بخاطر وجوب نفقهء زوجه ، اشكالى ندارد و قابل قبول است چرا كه اثر شرعى دارد ، يعنى مادامىكه زيد زنده است بايد نفقهء زوجه‌اش را بدهد . امّا : اگر استصحاب كنيد حيات زيد را بخاطر اثبات لحيه ، بدين معنا كه زيد قبلا زنده بوده اكنون هم زنده است ، پس حتما محاسن درآورده است ، درست نيست چرا كه ريش درآوردن اثر شرعى حيات نيست . و يا اگر استصحاب بكنى خمريت يك مايعى را و نتيجه بگيريد كه لا بد مسكر است ، صحيح نمىباشد ، چرا كه مسكر بودن اثر شرعى خمر نيست ، بلكه اثر عادى و طبيعى است . ممكن است بگوئى اثر شرعى مع الواسطه دارد و مىخواهم چنين اثرى را مترتب كنم و به همين خاطر استصحاب مىكنم خمر بودن را تا نتيجه بگيرم مسكر بودن را و از مسكر بودن نتيجه بگيرم ، بطلان وضو را بدين معنا كه حالت مسكر رخ داد و در نتيجه طهارت وضو از بين رفت . پس زمانى شما حق داريد يك موضوعى را استصحاب كنيد كه اثر شرعى بلا واسطه داشته باشد مثل استصحاب همان حيات زيد براى وجوب نفقه . حال در ما نحن فيه ، حديث رفع به عكس استصحاب مىخواهد آثار اين نه چيز را بردارد ، يعنى : در استصحاب مىخواهد آثار حيات را اثبات كند و لكن حديث رفع مىخواهد آثار اين نه چيز را بردارد . به عبارت ديگر : همان‌طور كه در استصحاب مىگويد آثار شرعى بلا واسطه مستصحب را بگذار در حديث رفع هم كه مىگويد آثار اين چيز را بردار مرادش اينست كه آثار شرعى بلا واسطه را بردار . حال : شما گفتيد ما با رفع النسيان ، آثار اين جزء منفى ( سوره ) را برمىداريم ، ما از شما مىپرسيم كدام آثار آن را مىخواهيد برداريد ؟ ممكن است بگوئيد : خود جزئيت و بالنتيجه بطلان ، عقاب و وجوب الاعادة را برمىداريم به شما خواهيم گفت :