تلخيص المطالب
* حاصل مطالبى كه در اين متن گذشت در يك گفتگوى ساده چيست ؟
متوهّم مىگويد جناب شيخ ما نيز قبول كرديم كه مقتضاى اصل عملى بطلان آن عمل است كه جزئش نسيانا ترك شده است و لكن ما يك قاعدهء ثانوى عمومى داريم كه ايجاب مىكند صحت اين عمل را .
* جناب متوهّم اين قاعده چيست ؟
اينست كه : رسول اللّه مىفرمايد : رفع عن امّتى تسعة . . . الخطاء و النسيان .
* برداشتتان از اين حديث چيست ؟
اينست كه : معناى رفع نسيان ، تنها اين نيست كه فقط مؤاخذه برداشته شود ، بلكه معناى آن اينست كه تمام آثار نگرانكننده بواسطهء نسيان از أمت پيامبر برداشته شده است ، چه آثار و گرفتاريهاى تكليفى و چه آثار و نگرانيهاى وضعى مثل بطلان و يا وجوب الاعادة و . . .
فى المثل : در ما نحن فيه ، شما نماز خواندهاى و لكن ، فراموش كردهاى كه با سوره بخوانى و لذا براى شما نگرانىهايى از جمله بطلان عمل ، استحقاق عقاب وجوب الإعادة و . . . پيش مىآيد .
- حديث شريف رفع مىگويد : نگران نباش كه تمام اين آثار و گرفتاريها از شما برداشته شده است ، بدين معنا كه نه بطلان عمل دارى ، نه استحقاق عقاب دارى ، نه وجوب الإعادة .
در نتيجه : ترك الجزء سهوا ، موجب بطلان عمل و وجوب اعاده نمىشود .
حال : وقتى تمام آثار نسيان به واسطهء حديث رفع برداشته مىشود جزئيّت نيز كه از جملهء آثار است برداشته مىشود .
يعنى : اگر فراموشى پيش نيامده بود سوره ، جزئيّت داشت ، و لكن وقتى فراموشى پيش آمد به دليل حديث رفع ، ديگر جزئيت ندارد .
* شيخ مىفرمايد جناب مستشكل :
مثل حديث رفع مثل استصحاب است ، يعنى : همانطور كه شما وقتى در باب استصحاب موضوعى را استصحاب مىكنيد ، بايد اثر شرعى بلا واسطه داشته باشد تا استصحاب جارى كرده و آن اثر شرعى را بر استصحابتان مترتب كنيد و حال آنكه :
در چيزى كه اثر شرعى بلا واسطه نداشته باشد ، بلكه داراى اثر عقلى و يا عادى و يا اثر