و اگر مىخواهى ( بجاى مطلب مذكور بگو ) جزئيّت سوره ( به واسطهء حديث رفع ) از آدم ناسى برداشته شده است .
( پاسخ شيخ به توهم فوق : )
اينست كه : پس از قبول و پذيرش ارادهء رفع و برداشتن جميع الآثار ، اينكه جزئيّت سوره از احكامى نيست كه شرعا براى آن سوره جعل شده باشد ، بلكه اين جزئيّت مثل كليّت كلّ ( است كه از تكليف أقيموا الصلاة انتزاع شده ) ، و مجعول شرعى تنها وجوب الكل است ( يعنى آنچه از جانب شارع صادر شده وجوب الكل مطابقة و وجوب الجزء تضمّنا است ) ، و اين وجوب به حكم روايت ( رفع ) در حال نسيان مرتفع است ، و وجوب اعاده پس از التفات ( ناسى ) بر امر اوّل مترتب مىشود و نه بر ترك سوره .
( يك ادّعا : )
شيخ مىفرمايد :
اين ادّعا كه ( نسيان سبب ترك سوره يا جزء است ) و ترك سوره يا جزء سبب است براى ترك الكل است كه ( اين ترك الكل ) سبب وجود امر اوّل است ، زيرا عدم رافع ( كه انجام مأمور به است ) از اسباب بقاء امر اول است ، درحالىكه اين امر اوّل از مجعولات شرعيهاى است كه در زمان نسيان ( توسط شارع ) قابل ارتفاع است ( يعنى حديث رفع امر اوّل را برمىدارد ) .
پس معناى رفع النسيان رفع آن چيزى است كه مترتب مىشود بر نسيان و آن ترك الجزء است ، و معناى برداشته شدن ترك الجزء برداشته شدن اثرى است كه برآن جزء مترتّب مىشود و آن ترك الكل است و معناى برداشته شدن ترك الكل رفع آن چيزى است كه بر ترك الكل مترتب مىشود و آن وجود امر در زمان دوم ( يعنى دورهء فترت ) و نسيان است . پس : وجوبالاعادهاى در كار نيست .
( دفع ادّعاى فوق )
اين ادعا دفع مىشود با آن مطلبى كه در بيان معناى روايت در شبههء تحريميّه در شكّ نسبت به اصل تكليف ( كه سؤال مىشد شرب تتن حرام است يا نه ؟ ) گفتيم كه : آنچه در حديث رفع برداشته مىشود آثار شرعيّه است كه در صورت عدم نسيان وجود دارد . و نه آثار غير