تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
يعنى : اين‌گونه نيست كه چون اين آدم عقيده بر صحت عملش دارد ، عملش بشود مأمور به به يك امرى غير از آنچه شارع بدان امر فرموده . خلاصه اينكه : عقل تنها حكم به نفى تكليف مىكند و لكن مثبت امر نيست . * مراد از ( و امّا ما ذكره : من انّ دليل الجزء قد يكون من قبيل التكليف . . . ) چيست ؟ اشاره دارد به بخش دوم كلام مستشكل كه گفت : اگر دليل جزئيّت حكم تكليفى باشد نظير امر
( فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ )
باز هم جزئيّت منحصر به حال ذكر است . و به عبارت ديگر مىگويد : مولى 1 - در يك جا فرموده : أقيموا الصلاة ، كه امر به نماز است . 2 - اگر مائل به وضع الفاظ للاعم باشيم ، خطاب أقيموا الصلاة مىشود مطلق . 3 - و در جاى ديگر فرموده :
فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ،
كه در آن امر به قرائت شده است . 4 - ما از حكم تكليفى فاقرءوا ما تيسّر منه ، استفاده مىكنيم كه قرائت جزء نماز است . و لذا : مادامىكه مكلف مبتلا به نسيان نشده ، قرائت جزء نماز اوست . حال اگر كسى از ما بپرسد كه آيا در صورتى كه چنين مكلفى مبتلاى به نسيان شود باز هم مشمول خطاب فاقرءوا مىشود يا نه ؟ به او مىگوئيم : خير خطاب فاقرءوا شامل ناسى نشده ، بلكه از ميان برداشته مىشود . اگر بپرسيد چرا ؟ به شما مىگوئيم . زيرا : هر تكليفى در حال نسيان و غفلت ساقط شده از ميان برداشته مىشود . فى المثل : در جائى شارع فرموده بود ( لا تشرب الخمر ) ، لكن چون مكلف فراموش كرده كه فلان إناء خمر است ، آن را مىخورد ، در اينجا خطاب لا تشرب ، متوجه اين آدم نمىشود ، چرا كه او در حال نسيان است ، اين ساقط مىشود . اگر بپرسيد كه آيا با سقوط حكم تكليفى فاقرءوا ، حكم وضعى جزئيّت ساقط مىشود يا نه ؟ به شما مىگوئيم در چنين موردى بايد رجوع شود به اطلاق أقيموا الصلاة مقتضاى اطلاق أقيموا الصلاة هم اينست كه : سوره براى نماز جزئيّت ندارد . در نتيجه نمازى كه بدون سوره خوانده شود صحيح است . به عبارت ديگر : با توجه به محاسبات مذكور و به حكم اطلاق أقيموا الصلاة ، نماز چنين كسى محكوم به صحت است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 452 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى