مىفرمايد : مواردى را كه شما مىبينيد ناقص ، مسقط كامل شده است ، يا امر اضطرارى دارد و يا امر ظاهرى ، فى المثل :
- تيمّم امر اضطرارى دارد ، وقتى امر اضطرارى دارد مجزى است و گرنه شارع نمىفرمود : و ان لم تجدوا ماء فتيمّموا صعيدا طيّبا .
- و يا فى المثل آنجا كه ظنّ به طهارت حاصل مىشود ، امر ظاهرى دارد ، چرا كه شارع فرموده است : لا تنقض اليقين بالشكّ . . .
بله ، اگر در مواردى امر اضطرارى و يا ظاهرى باشد ، عمل ناقص جايگزين عمل كامل مىشود و از جانب شارع قابل قبول است . لكن در ما نحن فيه نه امر اضطرارى وجود دارد و نه امر ظاهرى ، چرا كه آدم غافل قابل امر كردن نيست چه اين امر اضطرارى باشد و يا ظاهرى و . . .
* با توجّه به مطالب فوق مراد از ( و ممّا ذكرنا ظهر : انّه ليس هذه المسألة من مسألة اقتضاء الامر للاجزاء فى شىء . . . ) چيست ؟
پاسخ جناب شيخ است به آنهائى كه ما نحن فيه را با مسئله اجزاء مقايسه كرده و گفتهاند :
همانطور كه عند الاضطرار مكلّف مطابق امر اضطرارى مثل امر به تيمّم عمل كرده نماز با تيمّم مىخواند ، و چنانچه پس از آن كشف خلاف شود ، براساس نظر مشهور عملش مجزى است و هكذا عند الامر الظاهر مثل امر استصحابى . . . همينطور هم در ما نحن فيه مىتوان گفت در حق ناسى نيز نماز بدون سوره مجزى است ، و لذا پس از كشف خلاف اعاده لازم ندارد .
و لذا شيخنا مىفرمايد :
مقايسهء شما در اينجا نادرست است ، چرا كه مسئله اجزاء در جائى است كه عمل برطبق يك امر شرعى انجام بگيرد چه اين امر اضطرارى باشد و يا ظاهرى و سپس كشف خلاف شود ، و لكن ما نحن فيه در موردى است كه نماز بدون سورهاى كه ناسى انجام مىدهد اصلا مأمور بها نبوده است تا بحث از اجزاء شود .
* مراد از ( و قد يتوهّم : انّ فى المقام امرا عقليا : لاستقلال العقل . . . ) چيست ؟
اشاره شيخ است به يك پندار و خيال مبنى بر اينكه :
در ما نحن فيه كه ناسى نماز بدون سوره مىخواند گرچه امر شرعى وجود ندارد ، و لكن او عملش را طبق امر انجام داده است ، و آن امرى است كه از ناحيهء عقل صادر مىشود ، يعنى عقل به او مىگويد : ايّها الناسى نمازت را بدون سوره بخوان .
زيرا كه عقل هر عاقلى مستقلّ است به اينكه در حق ناسى بيش از نماز بدون سوره واجب
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٥٠