تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
آيا مرادتان اينست كه وقتى دليل مجمل شد ، قدر متيقّنش اينست كه سوره براى آدم ذاكر جزء است و شمولش براى ناسى يا غافل مشكوك است ؟ اگر اين باشد ، غلط است ، چرا كه خطاب هم بايد شامل ذاكر شود و هم شامل غافل و لذا نمىتواند اختصاص به ذاكر داشته باشد . زيرا غافل قابليّت اين را ندارد كه خطاب جداى از خطاب آدم ذاكر داشته باشد ، بلكه خطاب هر دو بايد مشترك باشد ، كالعالم و الجاهل در تكليف . و اگر مرادتان اين باشد كه خطاب مجمل شامل ذاكر و غافل هر دو مىشود ، لكن حكم مىشود به اينكه عمل ناقص تبدل و جايگزين از عمل كامل است ، چون كه شريعت او را در حال نسيان مورد لطف قرار داده و فرموده عمل ناقص ناسى بجاى عمل كامل قابل قبول است ، بله حرف خوب و پسنديده‌اى است و لكن اين دليل خارجى مىخواهد و از عهدهء اصالة البراءة يا اصالة الاحتياط برنمىآيد . زيرا : - اصالة الاحتياط بار مكلّف را زيادتر مىكند ، نه اينكه بارى را از دوش او بردارد . - اصالة البرائه نيز عقاب را برمىدارد و نه اثر وضعى را تا كه اين ناقص بشود بدل از كامل و اعاده لازمه نباشد . * اگر كسى بگويد جناب شيخ در بسيارى از موارد غير مأمور به مسقط مأمور به شده و يا عمل ناقص مسقط عمل كامل شده است ، فى المثل : اگر مكلّف آبى براى غسل و وضو پيدا نكند ، تيمّم كرده نماز مىخواند . اعاده يا قضا نيز لازم ندارد . به عبارت ديگر : ناقصى كه نماز با تيمّم است ، مسقط عمل كامل مىشود كه نماز با غسل و وضوء است و يا فى المثل : شما قبلا وضو داشتيد و اكنون شك پيدا كرده‌ايد كه آيا وضو داريد يا نه ؟ دو نفر شهادت مىدهند كه بله شما وضو داريد ، در اينجا براى شما ظنّ حاصل مىشود كه بله وضو داريد و نماز مىخوانيد . حال اگر پس از آن كشف شود كه كه خير در آنجا وضو نداشته‌ايد ، نمازى كه شما خوانده‌ايد مكفى بوده است و همان عمل ناقص بجاى عمل كامل پذيرفته مىشود . - هكذا در ما نحن فيه : يعنى : ناسى نماز را بدون سوره خوانده است و اين عمل ناقص مسقط از عمل كامل يعنى نماز با سوره است . شيخ چه پاسخ مىدهد ؟