نيست ، چرا كه معذور است .
و لذا : موارد امر اضطرارى و ظاهرى در باب امر شرعى داخل مىشود و ما نحن فيه در باب امر عقل داخل مىشود و از اين باب مجزى است .
مرحوم شيخ مىفرمايد :
كار عقل نفى تكليف و عقاب است يعنى همين اندازه تشخيص مىدهد كه در حقّ ناسى نماز با سوره واجب نيست و لذا بخاطر ترك آن عقاب و مؤاخذه نمىشود . و امّا اينكه نتيجه بگيرد نماز بدون سوره در حق ناسى واجب است ، از حوزه ادراكات عقلى خارج است .
به عبارت ديگر : عقل مىگويد چون اين مكلّف مبتلاى به نسيان است ، از ناحيهء مخالفت امر واقعى معذور است و مستحق عقاب نيست ، نه اينكه او را امر كند به اينكه نمازت را بدون سوره بخوان .
به عبارت ديگر : عقل نمىتواند به ناسى فرمان بدهد كه مأمور به را تغيير بده .
خلاصه اينكه : تكاليف چه شرعيّه باشند چه عقليّه نيازمند به ذكر و التفات بوده و در حق ناسى به فعليّت نمىرسند .
پس : در ما نحن فيه امر عقلى درست نمىشود تا مجزى باشد .
* پس مراد از ( و نظير هذا التّوهّم : توهّم انّ ما يأتى به الجاهل المركب باعتقاده انّه مأمور به . . . ) چيست ؟
اشاره به توهّمى است شبيه به توهّم مذكور كه در مورد جاهل مركب پيش آمده و لذا متوهم مىگويد :
1 - آدم ناسى به عمل خود اعتقاد دارد بدين معنا كه آن را كامل و صحيح مىداند ، چرا كه متوجّه نيست كه جزئى از آن را فراموش كرده است .
2 - قطع و يقين حجّت است چرا كه طريق الى الواقع است .
3 - آنچه حجّت است متابعتش عقلا واجب است .
پس : همان عملى را كه ناسى انجام داده بر او واجب است و مأمور به به امر عقلى مىباشد و لذا بايد مجزى باشد .
جناب شيخنا پاسخ مىدهد : بله ، ما نيز بخاطر همين عقيده است كه مىگوئيم اين آدم ناسى نسبت به مخالفت با تكليف واقعى معذور است و مستحقّ عقاب نيست و لكن معتقد به اين نيستيم كه اين عقيده ايجادكنندهء يك امرى است براى او .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 451
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٥١