برخى از اين احكام مرتب مىشود از قبيل بطلان عبادت به نقصان سهوى اين جزء ، و برخى ديگر از اين احكام مترتب نمىشوند مثل بطلان عبادت به زيادى عمدى و يا سهوى آن ؟
* عبارة اخراى مطالب فوق در يك گفتمان ساده چيست ؟
مىپرسم جناب شيخ ، اگر جزئيّت يك شىء براى مأمور به مسلّم و قطعى باشد و لكن ما در ركن بودن اين جزء شك كنيم تكليف چيست ؟ آيا الاصل ، الركنيه يا الاصل ، عدم الرّكنيّه ؟
شيخ مىفرمايد : چهار احتمال در اينجا متصوّر است .
1 - اينكه : الاصل ، الركنيّه 2 - اينكه الاصل ، عدم الركنيه
3 - اينكه آنهائى كه در بحث قبلى يعنى عند الشك فى الجزئيّة احتياطى بودند و مىگفتند سوره جزء است ، در اينجا نيز احتياط كرده بگويند : سوره ركن است و آنهائى كه عند الشك فى الجزئيّة برائتى بودند مىگفتند : سوره جزء نيست در اينجا نيز برائتى شده بگويند ، سوره ركن نيست .
4 - اينكه ركن بودن يا نبودن جزء براساس آثارى باشد كه برآن جزء مترتب مىشود ، و لذا :
وقتى شك مىكنيم كه آيا فلان جزء ركن است يا نه ؟ نسبت به برخى آثار ركن است و نسبت به برخى آثار ركن نيست .
* جناب شيخ كدام يك از اقوال چهارگانه قول حق است ؟
براى فهم قول حق نياز داريم كه دو مطلب را بفهميم :
- يكى اينكه معناى ركن بودن را بفهميم ، يكى اينكه ببينيم آثار ركن بودن و نبودن چيست ؟
* جناب شيخ معناى ركن بودن چيست ؟
لغة و عرفا چيزى است كه قوام شىء به آن است مثل خيمه كه به واسطهء ستون سرپا ايستاده است .
* معناى شرعى ركن چيست ؟
مثل : صلاة و صوم و . . . مجعول به جعل و وضع شرعى و يا از معانى شرعيّه نيست ، چون كه حديث و روايتى در اين مورد وارد نشده است ، بلكه از اصطلاحات مربوط به فقهاء است بدين معنا كه نام برخى از اجزاء مركب را ركن گذاشتهاند .
* با چه لحاظ و يا ملاحظهاى اين نامگذارى را انجام دادهاند ؟
1 - برخى ميزان و ملاكشان براى ركن بودن يك جزء اينست كه :
كل جزء كان تركه سهوا ، مبطلا ركن . يعنى هر جزئى را كه تو سهوا ترك كنى و ترك آن سبب
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 431
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٣١