تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
برخى از اين احكام مرتب مىشود از قبيل بطلان عبادت به نقصان سهوى اين جزء ، و برخى ديگر از اين احكام مترتب نمىشوند مثل بطلان عبادت به زيادى عمدى و يا سهوى آن ؟ * عبارة اخراى مطالب فوق در يك گفتمان ساده چيست ؟ مىپرسم جناب شيخ ، اگر جزئيّت يك شىء براى مأمور به مسلّم و قطعى باشد و لكن ما در ركن بودن اين جزء شك كنيم تكليف چيست ؟ آيا الاصل ، الركنيه يا الاصل ، عدم الرّكنيّه ؟ شيخ مىفرمايد : چهار احتمال در اينجا متصوّر است . 1 - اينكه : الاصل ، الركنيّه 2 - اينكه الاصل ، عدم الركنيه 3 - اينكه آنهائى كه در بحث قبلى يعنى عند الشك فى الجزئيّة احتياطى بودند و مىگفتند سوره جزء است ، در اينجا نيز احتياط كرده بگويند : سوره ركن است و آنهائى كه عند الشك فى الجزئيّة برائتى بودند مىگفتند : سوره جزء نيست در اينجا نيز برائتى شده بگويند ، سوره ركن نيست . 4 - اينكه ركن بودن يا نبودن جزء براساس آثارى باشد كه برآن جزء مترتب مىشود ، و لذا : وقتى شك مىكنيم كه آيا فلان جزء ركن است يا نه ؟ نسبت به برخى آثار ركن است و نسبت به برخى آثار ركن نيست . * جناب شيخ كدام يك از اقوال چهارگانه قول حق است ؟ براى فهم قول حق نياز داريم كه دو مطلب را بفهميم : - يكى اينكه معناى ركن بودن را بفهميم ، يكى اينكه ببينيم آثار ركن بودن و نبودن چيست ؟ * جناب شيخ معناى ركن بودن چيست ؟ لغة و عرفا چيزى است كه قوام شىء به آن است مثل خيمه كه به واسطهء ستون سرپا ايستاده است . * معناى شرعى ركن چيست ؟ مثل : صلاة و صوم و . . . مجعول به جعل و وضع شرعى و يا از معانى شرعيّه نيست ، چون كه حديث و روايتى در اين مورد وارد نشده است ، بلكه از اصطلاحات مربوط به فقهاء است بدين معنا كه نام برخى از اجزاء مركب را ركن گذاشته‌اند . * با چه لحاظ و يا ملاحظه‌اى اين نام‌گذارى را انجام داده‌اند ؟ 1 - برخى ميزان و ملاكشان براى ركن بودن يك جزء اينست كه : كل جزء كان تركه سهوا ، مبطلا ركن . يعنى هر جزئى را كه تو سهوا ترك كنى و ترك آن سبب