بطلان العبادة بتركه سهوا .
و بطلانها بزيادته عمدا .
و بطلانها بزيادته سهوا .
* * * ترجمه
( آگاهى دادن به امورى كه متعلق به جزء يا شرط است )
تنبيه اوّل :
در اينكه : اگر جزئيّت چيزى ( مثلا فاتحة الكتاب ) ثابت شود ( براى نماز ) و لكن در ركنيّت ( اين جزء ) شك شود ، آيا اصل اينست كه اين جزء ركن است ، يا اصل عدم ركن بودن آن است ، و يا مبتنى است بر مسئله برائت و احتياط در شك در جزئيّت ، و يا مبتنى است بر تبعيض و تفاوت ميان احكام ركن تا حكم شود به ركنيّت برخى ( اجزاء ) و نفى شدن برخى ديگر ؟ وجوهى است ؛ و لكن قول حق از اين چهار وجه شناخته نمىشود مگر پس از دانستن معناى ركن .
و لذا مىگوئيم :
ركن در لغت و عرف ( ما يقوم به الشى است كه ) معروف است ، و لكن در اخبار ذكرى از آن در ميان نيست تا به معناى آن ( از نظر شرع ) در زمان صدور اين خبار تعرّض شود . بلكه ركن اصطلاح خاصى است مربوط به فقهاء . و فقها در تعريف ركن اختلاف كردهاند :
- بين كسى كه قائل است به اينكه : جزء چيزى است كه عبادت به سبب نقص و يا نياوردن آن از روى عمد يا سهو باطل مىشود .
- و بين كسى كه زيادت را عطف نموده است به جاى اين نقص و ( گفته است الركن ، ما تبطل العبادة بنقيصه او زيادته عمدا او سهوا ) .
- و معناى اوّل موافقتر است با معناى لغوى و عرفى ( كه جزء را مقوّم مىداند ) .
پس در اين صورت :
هر جزئى كه شرعا به واسطهء اختلال در آن به جهت كم كردن و يا زياد كردن آن عبادت باطل مىشود آن جزء ركن است .
پس آنچه در اينجا مهم است :