تنگناى كلفت زائده مىرهاند .
* مراد از ( و امّا وجوب الواحد المردّد بين المعيّن و المخيّر فيه . . . الخ ) چيست ؟
پاسخ به يك اشكال است مبنى بر اينكه :
در جانب وجوب تخييرى نيز فى الجملة الزام وجود دارد ، پس تعارض پيش مىآيد شيخ مىفرمايد :
وقتى اصل وجوب يك امرى كه مردد است ميان خصوص عتق و يا يكى از امور ديگر ، مسلّم و قطعى است ، يعنى ما بدان علم اجمالى داريم ، ديگر جاى شك نيست ، و لذا حديث حجب و سعه در آن جارى نمىشوند تا تعارضى پيش آيد .
* حاصل مطلب در ( و المسألة فى غاية الاشكال . . . الخ ) چيست ؟
اينست كه شيخ با توجه به دو وجه مذكور مىفرمايد : اجراى ادلهء برائت چه عقلى و چه نقلى در دوران بين التعيين و التخيير در نهايت سختى و مشقت است .
* چرا اجراى برائت عقلى در ما نحن فيه با مشكل زيادترى روبروست ؟
زيرا :
1 - از يك طرف اجمالا مىدانيم كه واجب مردّد است ميان امر معيّن و مخيّر .
2 - از طرف ديگر آن واحد معيّنى كه براى ما مشكوك است از قبيل شك در شرطيت و يا جزئيّت نيست تا كه خارج از مأمور به باشد بلكه برفرض وجوبش عين مكلّف به است .
3 - از طرف ديگر موضوع ادله برائت عدم البيان است و حال آنكه در اينجا بيان اجمالى وجود دارد .
4 - آنجا كه بيان وجود دارد و لو اجمالى ، عدم البيان كه موضوع حكم عقل است از ميان مىرود .
در نتيجه : اينجا جاى حكم عقل به برائت نمىباشد .
* پس چرا جريان برائت شرعيّه در ما نحن فيه با مشكل روبرو است ؟
زيرا : اخبار برائت شامل اين مورد نمىشود .
* به چه دليل ؟
به اين دليل كه اصل برائت از وجوب تعيينى با اصل برائت از وجوب تخييرى معارضه مىكنند ، چنان كه بيان آن گذشت .
* با توجه به دو وجه مذكور مراد از ( فلعلّ الحكم بوجوب الاحتياط . . . الخ ) چيست ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤١٩