به دليل ايجاد محدوديت و دشوارى كار براى مكلف بيشتر است و انجام مطلق كلفتش كمتر مىباشد . و لذا :
آنكه كلفتش زيادتر است با جريان برائت از مدار خارج مىشود . هدف اصل برائت هم همين است كه كلفت و زحمت را از عهدهء عباد بردارد .
و امّا فرض چهارم كه دوران بين التعيين و التخيير است ، اجراى برائت بسيار مشكلتر از اجراى آن در مسئله قبل است .
فى المثل : شما عمدا روزهء ماه رمضان را خوردهايد و اجمالا مىدانيد كه شارع مقدّس براى شما ، كفّارهاى مقرّر فرموده است ، و لكن اين علم اجمالى شما دائر است بين تعيين و تخيير .
يعنى نمىدانيد كه اين كفاره در اطعام ستين معيّن شده و يا نه شما بين يكى از افعال ثلاثه مخيّر هستيد ؟
* قبل از پاسخ شيخ بفرمائيد چه شباهتى بين دوران الامر بين التعيين و التخيير و دوران الامر بين المطلق و المقيد وجود دارد ؟
همانطور كه مطلق و مقيد به لحاظ كيفى اقلّ و اكثر بودند و نه به لحاظ كمّى تعيين و تخيير نيز به لحاظ كيفى اقلّ و اكثر هستند ، فى المثل :
اگر اطعام ستين تعيين شده باشد سنگينى خاص خودش را دارد كه محدود كردن ميدان عمل مكلّف است و لكن اگر تخيير در يكى از خصال باشد سنگينى آن كمتر است ، چرا كه وسعت عمل مكلّف بيشتر است .
بنابراين : تعيين و تخيير از جهت وسعت و ضيق و يا به عبارت ديگر به جهت اقل و اكثر كيفى بودن ، شباهت بسيارى با مطلق و مقيّد دارد .
با اين حال ، اجراى اصل برائت در اين مسئله چهارم از اجراى آن در سه مسألهء قبل مشكلتر است ، حتى از مطلق و مقيد .
چرا ؟ زيرا :
در مطلق و مقيد يك جنس مشتركى بود كه آن را قدر متيقّن مشترك ذهنى به حساب آورديم و نه خارجى ، كه همان عتق رقبه بود . و مكلّف مىبايد رقبه آزاد كند ، چه مطلق رقبه و چه رقبهء مؤمنه .
به عبارت ديگر : عتق رقبه ، قدر مشترك ذهنى ، اعتق رقبة با اعتق رقبة مؤمنة مىباشد لكن علاوهء بر اين قدر مشترك ، يك مشكوكى هم داشت و آن ايمان بود كه مكلف شك داشت كه
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 421
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٢١