تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
ايمان شرط عتق رقبه هست يا نه ؟ امّا : در فرض چهارم ، اين قدر متيقّن مشترك ذهنى هم وجود ندارد . چرا ؟ زيرا : اوّلا : ما نمىدانيم كه شارع فرموده : صم الشهرين يا اطعم ستّين يا اعتق رقبة . ثانيا : هيچ قدر مشتركى ميان تعيين يكى از اين امور و تخيير در اين امور وجود ندارد . لذا شيخ مىفرمايد : اگر بخواهيم در اينجا اصل برائت جارى كنيم با تعارض روبرو مىشويم . فى المثل : اگر بگوئيم : اصل اينست كه شارع صوم شهرين را تعيين نكرده ، ديگرى مىگويد خير ، اصل اينست كه شارع احدى الخصال را تخيير نكرده . يعنى : اگر اصل عدم تعيين است ، در طرف ديگر هم اصل عدم تخيير است . عينا مثل متباينين يعنى : ظهر و جمعه ، كه در هريك بخواهيم برائت جارى كنيم با اجراى آن در ديگرى تعارض مىكند . يعنى : اگر بگوئيم : اصل اينست كه ظهر واجب نيست ، ديگرى مىگويد ، خير اصل اينست كه : جمعه واجب نيست . در فرض چهارم نيز ، اگر بگوئيم : اصل اينست كه تعيين واجب نشده ، ديگرى مىگويد خير ، اصل اينست كه تخيير واجب نشده و اين همان مشكل مورد نظر است . * آيا به نظر شيخ راه‌حلّى جهت اجراى برائت در اين فرض وجود دارد يا نه ؟ بله ، از آنجا كه تعيين ، ضيق و تنگناى بيشترى دارد و تخيير به مكلّف وسعت بيشترى داده ، دست او را بازتر مىكند مىگوئيم : 1 - كلفت تعيين بيشتر از كلفت تخيير است . 2 - هدف اخبار برائت برداشتن كلفت است از عهدهء مكلّف پس كلفت تعيين را با اجراى اصل برائت از ميان مىبريم حاصل اينكه : جناب شيخ در هر چهار مسئله تمايل به اجراى اصل برائت داشت و لو از طريق نفى كلفت زائده در فرضى كه اجراى برائت در آن مشكل بود . * چه تفاوتى ميان دوران بين التعيين و التخيير در مسئله اصوليه با دوران بين التعيين و التخيير در مسئله فقهيه وجود دارد ؟ 1 - اگر دوران بين التعيين و التخيير در مسألهء اصوليه باشد ، احتياط لازم است . فى المثل : شما نمىدانى كه بايد از اعلم تقليد كنى و يا اينكه بين اعلم و غير اعلم مخيّر