منتهى با اين تفاوت كه وضو منشا آن طهارت است و يك عمل خارجى است كه مربوط به وجوب نماز نيست ، بلكه وجوب نماز يك وجوب است كه يا روى مطلق نماز نشسته و يا به صلاة مقيّد تعلّق گرفته است و حال آنكه وضو در همه جا واجب نيست ، در برخى از جاها وجوب به آن تعلّق مىگيرد و در برخى جاها نه .
فى المثل : آقاى زيد داراى وضو و طهارت است ، وقت نماز داخل مىشود ، مولى به او مىفرمايد : برخيز و نماز با طهارت بخوان ، آيا زيد نياز به وضو دارد ؟ قطعا نه چون كه تحصيل حاصل است .
پس : امر به صلاة مستلزم امر به وضو نيست چرا كه وضو قد يتّفق و قد لا يتّفق .
حاصل اينكه : وقتى مولى نماز با سوره مىخواهد ، بايد نماز با سوره خواند و لكن در امر به صلاة ، گاهى صلاة نياز به تحصيل طهارت دارد بايد برود وضو بگيرد ، لكن گاهى نياز به تحصيل طهارت ندارد ، چرا كه وضو و طهارت دارد .
حال : اين قد يتّفق و قد لا يتّفق ، در مثال رقبهء مؤمنه نيز متصوّر است .
فى المثل : مولى فرموده اعتق رقبة مؤمنة ، در اينجا دو صورت وجود دارد :
1 - گاهى مكلّف داراى چند رقبهء مؤمنه است به يكى مىگويد : انت حرّ فى سبيل اللّه . در اينجا يك عمل صورت گرفته و نه دو عمل
2 - گاهى هم هرچه رقبه دارد كافره است و رقبهء مؤمنه ندارد بلكه هرچه دارد رقبهء كافره است .
در نتيجه : به راه افتاده در بازار به دنبال رقبهء مؤمنه گشته ، پول مىدهد و يك رقبهء مؤمنه خريدارى كرده و به او مىگويد : انت حرّ فى سبيل اللّه . آيا اين يك كار و عمل اضافى نيست ؟ قطعا چرا .
حال : اگر مولى عتق مطلق رقبه را بر او واجب كرده بود ، طرف كافره نيز در منزلش داشت يكى را آزاد مىكرد ، و لكن چون مقيّد را واجب كرده ، او بايد يك عمل ما زاد انجام دهد .
پس : همانطور كه وضو قد يتّفق و قد لا يتفق ، مؤمنه نيز قدر يتفق و قد لا يتفق .
در نتيجه : تفاوتى در اين دو مثال يعنى صلاة با طهارت و رقبهء با ايمان وجود ندارد ، در هر دو مثال از حيث كيف كلفت زائده وجود دارد و نه از حيث كم .
پس : در هر دو بايد برائت جارى كرده ، ما زاد را برداشته و اصل را انجام دهد .
* پس مراد از ( و امّا ما ذكره المحقق القمى ( ره ) فلا ينطبق على ما ذكره . . . الخ ) چيست ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 408
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٠٨