به او مىگوئيم : نمازش كه قدر متيقّن و قطعى است بايد انجام شود و لكن در آن يكى كه مشكوك است يعنى وضو ، برائت جارى كرده ، آن را برمىداريم ، همانطور كه در رابطهء با نماز 9 جزئى و يا 10 جزئى بحثش گذشت .
* از او مىپرسيم شما وضو را برداشتيد و حال آنكه طهارت شرط است ؟
مىگويد : وقتى منشأ انتزاع را كه يك عمل خارجى مثل وضوء است با برائت برداشتيم امر انتزاعى كه طهارت باشد ، خودبهخود برداشته مىشود .
به عبارت ديگر : وقتى وضو برداشته شد ، ديگر طهارت شرطيّت نخواهد داشت .
سپس مىگويند : اگر اين شرط مشكوك منشا خارجى نداشته بلكه صفتى است متحد الوجود با موصوف فى المثل : شارع بگويد : اعتق رقبة مؤمنة .
آيا براى تحصيل ايمان رقبه بايد يك عمل خارجى مستقل انجام داد ، يا اينكه صفت ايمان وجودا متحد با وجود خود رقبه است ؟
آيا همانطور كه در نماز اول وضو گرفته تحصيل طهارت مىكرديم و سپس نماز مىخوانديم در اينجا نيز بايد دو عمل انجام داده بگوئيد اين عتق رقبه ، اين هم ايمانش ؟
قطعا اينگونه نيست و چنين امرى امكان ندارد .
در چنين موردى :
اگر شما برويد رقبهء كافر ، آزاد كنيد درحالىكه عتق رقبهء مؤمنه واجب بوده هيچ كارى انجام ندادهايد ، نه اينكه اقلّ را انجام داده و اكثر را برداشته باشيد . خير ، اصلا كارى انجام ندادهايد . عينا مثل متباينين كه نمىدانيم ظهر واجب است يا جمعه ؟
كه اگر من ظهر بخوانم و در واقع جمعه واجب بوده باشد ، نمازى نخواندهام به خلاف نماز 9 جزئى و 10 جزئى در بحث اقلّ و اكثر ، كه قدر متيقّن را انجام مىدهيم و ما زاد را نفى مىكنيم .
* حاصل مطلب اين حضرات قائلين به تفصيل چيست ؟
اينست كه : اگر شك كنيد در جزء خارجى ، علم اجمالى تو منحل مىشود به اقل و اكثر و يا متيقّن و مشكوك ، كه متيقن را انجام داده و در مشكوك برائت جارى مىشود و اگر شك شما در جزء ذهنى باشد ، مثل طهارت خود دو صورت دارد : يا اين جزء مشكوك منشا خارجى دارد و يا اينكه ندارد .
اگر اين جزء مشكوك منشا خارجى داشته باشد ، مثل طهارت كه منشا آن وضوء است باز هم علم اجمالى شما منحل مىشود به يك متيقّن و يك مشكوك به شك بدوى و اگر اين جزء
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٠٠