تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
* چرا برائت عقلى جارى مىشود ؟ مىگويند : عقل مىگويد : عقاب بلا بيان قبيح است . 1 - عقاب بلا بيان عقلا قبيح است . 2 - در ما نحن فيه عقاب نسبت به وضو بلا بيان است . پس : ما آزاديم و در آن برائت جارى مىكنيم * برائت نقلى چرا ؟ 1 - شرع فرموده : رفع ما لا يعلمون ، ما حجب اللّه علمه عن العباد فهو موضوع عنهم . 2 - در ما نحن فيه ما نسبت به وجوب وضو علم نداريم . پس : وجوب و در نتيجه مؤاخذه از آن مرفوع است . حاصل مطلب اينكه مىگويند : 1 - ما نمىدانيم يك عمل واجب است كه نماز باشد يا دو عمل كه نماز و وضو باشد ؟ 2 - اين دوران امر بين اقلّ و اكثر است . 3 - به اقلّ كه وجوب نماز است و قدر متيقّن است عمل مىكنيم و اكثر را كه مشكوك است ترك مىنمائيم . * چه نتيجه‌اى بر نفى وجوب وضو در اينجا مترتب است ؟ 1 - از امر شرعى به وضو ، شرائط شرعيّه‌اى نشئت مىگيرد . 2 - وقتى ما زيربناى اين شرايط را كه اصل امر به وضو است زديم ، شرايط مزبور را هم از بين برده‌ايم . پس : شرطيّت وضو را هم از بين برده و منتفى كرده‌ايم . حال : هرجا كه شك ما در شرطيّتى از قبيل شرطيّت مذكور باشد ، حكم همان است كه گفته شد ، اقلّ را انجام داده ، اكثر را نفى مىكنيم . * مراد از ( و امّا ما كان متحدا مع المقيّد فى الوجود الخارجى كالايمان . . . الخ ) چيست ؟ بيان حكم قسم دوم است و لذا قائلين به تفصيل مىگويند : 1 - سلّمنا كه در واقع مقيّد يعنى رقبهء مؤمنه واجب باشد ، و لكن مؤمنه وجودا جداى از رقبه نيست . يعنى : اين‌گونه نيست كه اصل عتق رقبه يك وجود علىحده داشته باشد و عتق رقبهء مؤمنه هم يك وجود تا قيد ايمان نيز مثل قيد وضو واجب باشد ، تا اينكه ما بگوئيم دوران امر بين اقلّ و