* چرا برائت عقلى جارى مىشود ؟
مىگويند : عقل مىگويد : عقاب بلا بيان قبيح است .
1 - عقاب بلا بيان عقلا قبيح است .
2 - در ما نحن فيه عقاب نسبت به وضو بلا بيان است .
پس : ما آزاديم و در آن برائت جارى مىكنيم
* برائت نقلى چرا ؟
1 - شرع فرموده : رفع ما لا يعلمون ، ما حجب اللّه علمه عن العباد فهو موضوع عنهم .
2 - در ما نحن فيه ما نسبت به وجوب وضو علم نداريم .
پس : وجوب و در نتيجه مؤاخذه از آن مرفوع است .
حاصل مطلب اينكه مىگويند :
1 - ما نمىدانيم يك عمل واجب است كه نماز باشد يا دو عمل كه نماز و وضو باشد ؟
2 - اين دوران امر بين اقلّ و اكثر است .
3 - به اقلّ كه وجوب نماز است و قدر متيقّن است عمل مىكنيم و اكثر را كه مشكوك است ترك مىنمائيم .
* چه نتيجهاى بر نفى وجوب وضو در اينجا مترتب است ؟
1 - از امر شرعى به وضو ، شرائط شرعيّهاى نشئت مىگيرد .
2 - وقتى ما زيربناى اين شرايط را كه اصل امر به وضو است زديم ، شرايط مزبور را هم از بين بردهايم .
پس : شرطيّت وضو را هم از بين برده و منتفى كردهايم .
حال : هرجا كه شك ما در شرطيّتى از قبيل شرطيّت مذكور باشد ، حكم همان است كه گفته شد ، اقلّ را انجام داده ، اكثر را نفى مىكنيم .
* مراد از ( و امّا ما كان متحدا مع المقيّد فى الوجود الخارجى كالايمان . . . الخ ) چيست ؟
بيان حكم قسم دوم است و لذا قائلين به تفصيل مىگويند :
1 - سلّمنا كه در واقع مقيّد يعنى رقبهء مؤمنه واجب باشد ، و لكن مؤمنه وجودا جداى از رقبه نيست .
يعنى : اينگونه نيست كه اصل عتق رقبه يك وجود علىحده داشته باشد و عتق رقبهء مؤمنه هم يك وجود تا قيد ايمان نيز مثل قيد وضو واجب باشد ، تا اينكه ما بگوئيم دوران امر بين اقلّ و
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٩٨