تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
اكثر است و نسبت به ما زاد برائت جارى مىكنيم . پس : در اينجا يك وجوب وجود دارد كه ما نمىدانيم به عتق مطلق رقبه تعلّق گرفته است يا به عتق رقبهء مؤمنه ؟ و لذا : اين مورد از قبيل متباينين است مثل ظهر و جمعه و يا قصر و اتمام ، كه يك وجوب واقعى در ميان است و لكن متعلّق آن مردد است . در نتيجه : در چنين مواردى بايد احتياط كرد و مقيّد را اتيان نمود تا جامع هر دو احتمال باشد . پس : اين‌گونه موارد ، داخل در باب اخبار برائت نيست ، چرا كه به وجوب احد الامرين علم داريم درحالىكه قدر متيقّنى هم وجود ندارد . يعنى : اين‌گونه نيست كه ما بگوئيم : علم اجمالى منحل شده است به يك علم تفصيلى و يك شك بدوى . بلكه اگر در واقع مقيّد واجب بوده است و ما مطلق را امتثال كنيم ، گويا هرگز عملى را انجام نداده‌ايم . اين همان سر مطلب است در اينكه چرا قسم اوّل به اقلّ و اكثر ملحق شد و قسم دوم به متباينين .

تلخيص المطالب

* حاصل و خلاصهء تفصيل مذكور در يك گفتمان ساده چيست ؟ قائلين به تفصيل مىگويند : اگر آن جزء ذهنى منشا خارجى داشته باشد ، محل اجراى اصل برائت است و اگر چنين جزئى منشا خارجى ندارد ، محلّ اجراى اصل احتياط است . فى المثل : شما نمىدانى كه مولى نماز با طهارت مىخواند و يا اينكه طهارت شرط نماز نيست ؟ اگر نماز با طهارت بخواهد بايد با انجام يكى از اعمال سه‌گانه غسل ، يا وضو و يا تيمّم طهارت را تحصيل كرده ، نماز با طهارت خواند . حال اگر بگويد : من نمىدانم كه آيا بايد دو عمل را در اينجا انجام بدهم و يا يك عمل را ؟ آيا نماز با وضو و يا نماز تنها ؟