تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦

تشريح المسائل

* تاكنون در رابطهء با چه امرى بحث مىشد ؟ در رابطهء با علم اجمالى و دوران بين اقلّ و اكثر و شك در جزئيّت خارجيّه از قبيل شك در جزئيّت سوره براى نماز بحث مىشد كه مقام اوّل از بحث را تشكيل مىداد . * در اين مقام كه مقام دوم از بحث است پيرامون چه امرى بحث مىشود ؟ پيرامون شك در جزئيّت ذهنيه و به تعبير بهتر شك در شرطيّت و قيديت يك امرى براى مأمور به صحبت مىشود . به عبارت ديگر : تاكنون شك ما شك در جزئيت يك شىء براى مأمور به بود و لكن اكنون شك ما در شرطيت و يا قيديّت يك شىء است براى مأمور به . به عبارت ديگر : شك ما در اينجا شك در جزء ذهنى است . * چه تفاوتى ميان جزء با شرط و يا به عبارت ديگر جزء خارجى با جزء ذهنى وجود دارد ؟ 1 - جزء آن است كه هم ذاتش داخل در مأمور به است ، هم تقييد مأمور به آن داخل مأمور به است مثل : سوره براى نماز 2 - شرط آن است كه ذاتش خارج از مأمور به است و لكن تقييد مأمور به به شرط داخل در خود مأمور به است ، مثل : نماز نسبت به طهارت و وضوء . يعنى وضو امرى خارج از ماهيت صلاة است و لكن شرعا نمازى كه مقيّد به اين قيد است ، مأمور به است و نه مطلق نماز . به چنين تقييدى جزء ذهنى گفته مىشود ، و به عبارت ديگر به اعتبار فوق ، از شرط تعبير مىشود به جزء ذهنى . * با توجّه به مقدمهء فوق مراد از ( فقد عرفت انّه على قسمين ؛ لانّ . . . ) چيست ؟ اينست كه : قيد مشكوك بر دو قسم است . 1 - گاهى منشا آن يك فعل خارجى است . مثل وضو كه در خارج به وجودى مستقل و جداى از ذات المقيّد موجود است و منشا انتزاع قيد طهارت باطنيّه است كه همراه با نماز است . 2 - و گاهى از امورى است كه در وجود خارجى با ذات مقيّد اتحاد دارد و به قول اهل منطق به حمل شايع صناعى قابل حمل است . يعنى : در خارج به يك وجود موجودند و رابطهء اين‌همانى دارند مثل : رقبهء مؤمنة .