تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
به عبارت ديگر : در آنجا مىتوانستيم با اصالة البراءة نسبت به اكثر ماهيّت مأمور به را در اقلّ تعيين كنيم و اصل مثبت هم نبود . توضيح مطلب اينكه : در آنجا ما نمىدانستيم نمازى را كه خداى تعالى از ما خواسته نه جزئى است يا 10 جزئى ؟ علم اجمالى ما منحل مىشد به يك قدر متيقن كه نماز نه جزئى است و يك شك بدوى نسبت به اكثر كه گفته مىشد الاصل ، عدم وجوب الزائد . و خلاصه اينكه هم برائت عقليه جارى مىشد و هم برائت نقليه جارى مىكرديد . و درحالىكه با نفى وجوب اكثر اثبات مىكرديم وجوب اقل را ، اصل مثبت نمىبود . زيرا : از يك طرف مىدانستيم كه اقل كه نماز نه جزئى است واجب و اكثر مشكوك غير واجب است . از پيوند اين واجب است و واجب نيست ، تعيين ماهيت در اقل بدست مىآمد . * چرا در ما نحن فيه يعنى مسئله چهارم نمىتوانيم در جزء مشكوك برائت جارى كنيم ؟ چون در اينجا اصل مثبت است . فى المثل : اگر ما شك كنيم كه آيا وضو مزمزه و يا استنشاق مىخواهد يا نه ؟ شما چه پاسخ مىدهيد ؟ اگر بگوئيد كه خير وضو نه مزمزه مىخواهد و نه استنشاق . از شما مىپرسيم كه : پس محصّل طهور چيست ؟ چون كه وضو هدف نيست بلكه وسيله است براى تحصيل طهور . شما در پاسخ مىگوئيد : اقل است . در اينجا : شما آمده‌ايد و از طريق نفى وجوب اكثر به دنبال اين هستيد كه اثبات كنيد اقلّ محصّل طهور است و اين اصل مثبت است . پس : ما نمىتوانيم در ما نحن فيه ، وجود جزء مشكوك را با اصل برائت نفى كنيم تا سمت محصّل بودن را به اقلّ بدهيم . حال از شما مىپرسم وقتى اصل برائت به دليل مثبت بودن نمىتواند در اينجا جارى شود چه بايد كرد ؟ بايد پاسخ بدهيد كه الاصل ، عدم تحقّق طهور ، يعنى اصل اينست كه طهور محقق نشده است :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 386 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى