تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
ديگر هم كه خطاب قابل استفاده‌اى وجود ندارد بگوئيد : تساقطا و يرجع الى الاصل ، يا برائت يا احتياط . خلاصه اينكه : يا بگوئيد : تخيير و يا بگوئيد : تساقط . شيخ در پاسخ به اين اشكال فرمود : اگر مطلق ما معتبر و قابل استفاده باشد در صورت تعارض خبرين ، نوبت به اذن فتخير نمىرسد . چرا كه اذن فتخيّر محكوم اصالة الاطلاق است . زيرا : اذن فتخيّر راه چاره براى كسى است كه سرگردان و حيران ميان دو متعارض است . پس : اينجا جاى تساقط خبرين و رجوع به اصالة الاطلاق است . جناب مستشكل : سؤال اينجاست كه اگر ما قائل به اطلاق أقيموا الصلاة نبوديم و دچار خبرين متعارضين شديم چه بكنيم ؟ آيا بگوئيم : تساقط و يرجع الى الاصل يا بگوئيم : اذن فتخيّر ؟ بلا شك به شما مىگوئيم كه اينجا محلّ اجراى قاعدهء اذن فتخيّر است و نوبت به اصول عمليّه نمىرسد . چرا ؟ زيرا : اصول عمليّه به عنوان ادله فقاهتى ابزار كار آدم شاكى است كه دليلى اجتهادى در دست ندارد . و حال اينكه اينجا دليل اجتهادى وجود دارد . جناب شيخ آيا اينجا دليل اجتهادى وجود ندارد ؟ چرا وجود دارد . زيرا شارع فرمود اگر تو بودى و خبرين متعارضين يعنى كه مطلق قابل استفاده‌اى هم نداشتى اذن فتخيّر . وقتى شما طبق اين دستور احد متعارضين را كه خبر واحد عادل است اختيار مىكنى صاحب دليل مىشوى ، چرا كه حديث خود دليل اجتهادى است . حال با بودن دليل اجتهادى نوبت به اصل و دليل فقاهتى نمىرسد . بنابراين : جناب مستشكل ، مسئله در اين دو فرض متفاوت است . به عبارت ديگر : - در فرض اوّل حاكميت با اصالة الاطلاق است چرا كه با بودن مطلق ، تخيير معنا ندارد . - در فرض دوم حاكميت با اذن فتخيّر است و لذا جائى براى اصول عمليه و دليل فقاهتى وجود ندارد تا بدان رجوع كنيم ، چون كه اذن فتخير براى ما دليل اجتهادى مىسازد . به عبارت ديگر :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 373 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى