اصول لفظيّه نيز مقدم است .
* چرا جناب شيخ ؟
زيرا :
1 - گاهى أقيموا الصلاة را مرجّح براى احد خبرين قرار مىدهيم .
2 - و گاهى أقيموا الصلاة را مرجع قرار مىدهيم بدين معنا كه پس از تساقط خبرين به اطلاق آن رجوع مىكنيم .
حال :
- اگر خطاب أقيموا الصلاة را مرجّح قرار داديم ، مسئله بطور كلّى از محلّ بحث ما در اينجا خارج مىشود ، چرا كه خبرين مىشوند خبرين متراجحين و نه متكافئين . و لذا راجح را اخذ و مرجوح را ترك مىكنيم .
پس : ديگر خبرين ، متعارضين و متكافئين نيستند بلكه متراجحيناند و حال آنكه محل بحث ما خبرين متعارضين متكافئين مىباشد .
- و امّا اگر أقيموا الصلاة را مرجع قرار بدهيم و نه مرجّح ، اصالة التخيير مقدم مىشود بر اصالة الاطلاق .
* اين أقيموا الصلاة در چه صورت و چگونه مرجّح واقع مىشود ؟
- از آنجا كه گاهى اصالة الاطلاق را از باب ظنّ حجّت مىدانيم و جناب شيخنا نيز اصول لفظيّه و از جمله اصالة الاطلاق را يكى از ظنون خاصّه مىداند ، در اين صورت أقيموا الصلاة مىشود مرجّح احد الخبرين .
* كدام خبر ؟
مرجح آن خبرى كه مىگويد سوره واجب نيست .
* چگونه ؟
بدين نحو كه اصالة الاطلاق دست به دست آن خبر داده و به تعبير ديگر به او ضميمه مىشود . وقتى اين دو ضميمه شدند حديث مزبور مىشود راجح و ديگرى مىشود مرجوح ، راجح را اخذ كرده مرجوح را طرد مىكنيم .
* أقيموا الصلاة در چه صورتى و چگونه مرجع قرار مىگيرد ؟
گاهى حضرات ، اصول لفظيّه را از باب عقلا و تعبّدا حجّت مىدانند و نه از باب ظن ، مثل اصول عمليه .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٧٥