تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
نيست بلكه به معناى اختيار كردن احد خبرين است و لذا سازندهء دليل اجتهادى است . به عبارت ديگر : اذن فتخيّر از اصول لفظيّه نبوده بلكه يك قاعدهء عمليّه است و موضوعش فرد متحيّر و سرگردان است . * * *

تلخيص المطالب

* حاصل و خلاصهء مسئله سوم تا به اينجا چيست ؟ 1 - شارع فرموده : أقيموا الصلاة . 2 - دو حديث در رابطهء با جزئيّت سوره براى صلاة تعارض كرده‌اند . شيخ فرمود : اگر اين أقيموا الصلاة ، خطاب مطلق قابل استفاده است آن دو حديث تساقط كرده ما به عنوان مرجع به اطلاق أقيموا الصلاة تمسّك كرده مىگوئيم : سوره جزء نماز نيست . نكته : نتيجهء اين تمسّك مطابق با آن حديثى است كه مىگفت سوره جزء نماز نيست . و اگر اين أقيموا الصلاة ، خطاب مطلق قابل استفاده‌اى نباشد بلكه يا مجمل باشد و يا اگر هم مطلق است مبتلا به اشكالاتى است كه ماجرا برعكس مىشود . يعنى : از خطاب أقيموا الصلاة در اينجا چشم‌پوشى كرده به سراغ دو حديث متعارض رفته مىگوئيم : اذن فتخيّر . در نتيجه يكى از دو حديث را اختيار كرده بدان عمل مىكنيم حال يا آن حديثى باشد كه نفى جزئيّت مىكند و يا آنى كه دلالت بر وجوب سوره مىكند . سپس مستشكل گفت : جناب شيخ يك قاعده را مشخّص كرده طبق آن عمل كنيد و به ما بگوئيد كه بالاخره ، ما نحن فيه جاى تساقط است يا تخيير ؟ اگر قانون متعارضين تخيير است كه بايد احد خبرين را اختيار كنيد و مطابق آن عمل نمائيد پس چه‌كار داريد با اطلاق أقيموا الصلاة ، براى چه مىگوئيد تساقطا ، فارجع الى اطلاق أقيموا الصلاة ؟ پس بگوئيد : اذن فتخيّر ، چنان كه در فرض ديگر كه أقيموا الصلاة خطاب مطلق قابل استفاده‌اى نبود ، گفتند : اذن فتخيّر و اگر قانون متعارضين تساقط است و در نتيجه رجوع به اصالة الاطلاق أقيموا الصلاة ، در فرض