مىپذيرد چه قبل از نزول اين خطابات چه بعد از نزول آنها .
اگر بپرسيد كه كثرت تقييد اين خطابات و يا مطلقات را از ظهورشان مىاندازد ؟ به شما مىگوئيم :
آن كثرت تخصيص است كه خطاب و يا مطلق را از ظهور و حجيّت مىاندازد و نه كثرت تقييد و لذا مطلق هرچه قيد بخورد ظهورش محفوظ است به عبارت ديگر آن عام است كه به واسطه استثناء خوردن بيش از حد ظهورش را از دست مىدهد . اگر بپرسيد علّت اين امر چيست ؟
مىگوئيم بخاطر اينست كه : مطلق به ماهيّت نظر دارد من حيث هى هى ، و لذا شما هرچه قيد بزنيد اصل ماهيت محفوظ است ، و حال آنكه عام به افراد نظر دارد و لذا هرچه آن را تخصيص زده افرادش را كم كنيد عام هم كوچكتر مىشود .
* آخرين كلام شيخ كه حاصل و نتيجهء بحث ما در اين متن است راجع به بيانات جناب بهبهانى چيست ؟
مىفرمايد : اگر بپرسيد كه آيا پس از اين صحيحى بودن و يا اعمى بودن و اين همه بحث هيچ نتيجهاى دربر نداشت ؟ به شما مىگويم :
خير اگر هم نتيجهاى برآن مباحث مترتب باشد يك شبهه نتيجه است و آن اينكه : اگر اعمّى بوديد عند الشك فى الاجزاء خطابات شبيه مطلقات مىشود و امكان دارد كسى مثل جناب بهبهانى بگويد : در اينجا از اصالة الاطلاق استفاده كرده و آن جزء مشكوك را نفى مىكنيم . و حال آنكه ما همين امكان را نيز قبول نداريم اگرچه خطاب شبهه مطلق است و لكن تمسّك شما به مطلق در اينجا فاقد آن شرائطى است كه ذكر نموديم .
خلاصه اينكه : جناب بهبهانى خيال كرده است كه اگر اسامى عبادات و معاملات براى اعم وضع شده باشند ، عند الشك فى الاجزاء غير ركنى مىتوان به اصالة الاطلاق تمسك نمود .
شيخ فرمود :
1 - اين تمسك شروطى دارد از جمله اينكه مطلق در مقام تشريح صادر شده باشد چرا كه اگر در مقام اهمالگوئى صادر شده باشد . از نظر اصولى جاى جريان اصالة الاطلاق نيست .
2 - اطلاقات قرآنى هيچيك در مقام توضيح و تشريح نبوده بلكه در مقام اجمال و اهمال هستند .
3 - تشريح و توضيح اطلاقات كتاب خدا برعهده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است .
در نتيجه : خطابات و اطلاقات كتاب جاى جريان اصالة الاطلاق نيست .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 356
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٥٦