اصلا كدام اطلاق ؟
به عبارت ديگر : شما اوّل ثابت كنيد كه اين خطابات مطلق هستند ، سپس حكم مورد نظرتان را براى آن بار كنيد .
پس : بنا بر قول به اعمّ نيز ، حتى نسبت به اجزاء غير ركنيه هم مىتوانيد به اصالة الاطلاق تمسّك كنيد .
در نتيجه : دست ما و شما از دليل لفظى كوتاه است و نوبت به اصول عمليه مىرسد و همان مطلبى مطرح مىشود كه گفته شد احتياطى به اصالة الاحتياط و برائتى به اصالة البراءة تمسّك مىكند .
زيرا : كلّ يعمل على شاكلته .
* پس مراد از ( و قد ذكر موانع اخر لسقوط اطلاقات العبادات . . . ) چيست ؟
اينست كه : برخى از حضرات براى ردّ اصالة الطلاق و ابطال آن در كلام جناب بهبهانى از طرقى وارد شده و مطالبى را مطرح كردهاند كه خود ايراد بر خطابات قرآنى است و از جملهء اين اشكالات :
1 - انصراف اطلاقات به اكمل الافراد يعنى عبادت صحيحه مىباشد كه اين انصراف خود مانع از تمسّك به اطلاق است .
2 - تخصيص كثير خطابات قرآنى است كه آنها را از ظهورشان انداخته و ديگر قابليت تمسّك ندارند .
پس : در خطابات قرآنى جايى براى اجراى تمسّك به اطلاق وجود ندارد . جناب شيخ مىفرمايد : اين اشكالات :
1 - يا قابل پاسخاند مثل اشكال انصراف كه منشأ آن يا غلبهء وجود و يا غلبهء استعمال است كه هر دو باطل است .
2 - يا اينكه كليّت نداشته و به درد همهء عمومات و مطلقات نمىخورد مثل اشكال تخصيص اكثر ، كه درحقيقت بايد گفت تقييد اكثر و تقييد اكثر چنان كه قبلا گفته شد كلام را از ظهورش نمىاندازد .
منتهى بدانيد بهترين پاسخ به اطلاقات مورد ادّعاى جناب بهبهانى همان پاسخى است كه ما داديم .
* پس مراد از ( فالذى ينبغى ان يقال فى ثمرة الخلاف بين الصحيحى و الاعمىّ : . . . ) چيست ؟
درحقيقت پاسخ به يك سؤال مقدّر است مبنى بر اينكه جناب شيخ آيا اين بحث طولانى
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٥٢