كرده و استفاده كنيد ؟
قطعا عقل چنين حكمى ندارد و نمىگويد كه دكتر بيان جزئيات نموده است خير ، يا قبلا جزئيات را به صورت نسخه داده و شما عمل نكرديد و اكنون تأكيد بر مصرف آن دارد و يا اينكه به شما مىفهماند كه بايد به مطب آمده پس از عرض حال و آزمايشات لازمه نسخه گرفته ، دارو را طبق دستور مصرف كنيد .
پس : سخن پزشك در مقام بيان اصل تجويز و مصرف دارو است و نه توضيح و تشريح جزئيات آن .
سرّ اين مطلب چنان كه در مباحث قبلى هم عنوان شد اينست كه : متكلّم فعلا در مقام بيان تمام مراد به منظور عمل نبوده و جزئيات خطاب را تشريح نكرده است .
* نتيجه و حاصل اين بحث چيست ؟
با حفظ مطالب فوق اينست كه : خطابات وارده قرآن نسبت به عموم عبادات كه از مخترعات شارع هستند از اين قبيلاند .
يعنى : در مقام بيان اصل تشريع و جعل صلاة ، صوم ، حج و . . . مىباشند و نه در مقام بيان به منظور عمل .
و لذا : جزئيات مربوط به هر مسألهاى يا قبل از نزول اين قوانين به وسيلهء پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله بيان شده و يا پس از نزول آنها .
فى المثل قرآن فرموده :
أَقِيمُوا الصَّلاةَ *
1 - اين كلام ، كلامى است مجمل و نه مطلق ، چرا كه مولى در مقام بيان جزئيات نبوده ، بلكه در مقام اهمالگوئى است .
2 - جزئيات اين كلام قبل از نزول و در آنجا كه مىفرمود : صلّوا كما رأيتمونى اصلّى بيان گرديده است .
و يا فى المثل قرآن فرموده :
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ . . .
1 - اين خطاب خطابى است مجمل و نه مطلق ، چرا كه داراى جزئياتى است كه در اين خطاب متعرّض آنها نشده است .
2 - جزئيات اين خطاب را پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در آنجا كه مىفرمود : خذوا عنّى مناسككم ، به مردم آموخت .
حال : جناب بهبهانى با اين محاسبات چه جايى براى تمسّك به اصالة الاطلاق وجود دارد ؟