مبناست كه مولاى حكيم امر به عمل فاسد نمىكند .
حال با توجه به اين مقدّمه مىگوئيم :
اگرچه عنوان صلاة كه على الظاهر مطلق است مأمور به است و لكن در باطن و نيز در عمل ، مقيّد به قيد صحيح بودن است و لذا وقتى اين عنوان متعلّق امر است مىگوئيم :
- عنوان مأمور به از نظر معنا و مفهوم كاملا مبيّن و روشن است چرا كه صلاة صحيح صلاتى است كه جامع جميع اجزاء و شرائط باشد .
لكن : شك ما در مصداق اين عنوان است بدين معنا كه آيا محصّل و محقّق اين عنوان ، عمل نهجزئى است و يا دهجزئى ؟
- و شما خود قبول داريد كه عند الشك در محصّل و محقّق عنوان بايد احتياط نمود مثل اينكه : مولى فرمود : اعتق رقبة مؤمنة ، كه بايد قيد ايمان را نيز احراز نمود و مجرّد عتق رقبه كافى نيست .
* مراد از ( و دفعه يظهر ممّا ذكرناه : من انّ الصلاة لم تقيد . . . الخ ) چيست ؟
پاسخ شيخ است به توهم مذكور و دفع آن به اينكه :
اين خلط و اشتباه مفهوم با مصداق است ، چرا كه عنوان صلاة مقيّد ، به مفهوم صحيحه نمىباشد .
به عبارت ديگر : بنا بر قول به اعم ، صلاة اتحاد مفهومى با صلاة صحيحه ندارد تا شما بگوئيد تنها صلاة صحيحه ، صلاة است و صلاة فاسده صلاة نيست بلكه صلاة با صلاة صحيحه اتحاد مصداقى دارند و مصداقا در خارج يكى هستند .
به عبارت ديگر : عملى كه در خارج تام الاجزاء و الشرائط است مصداقى از مصاديق صلاة صحيح است .
پس : صلاة مفهوما مقيّد به صحيح بودن نيست ، بلكه مقيّد به امورى است كه اعتبارشان به واسطهء ادلّهء خارجيه ثابت شده است ، مثل : ذكر ، قرائت ، تشهد ، سلام و . . .
حال سخن ما اينست كه :
صلاتى كه فاقد اينگونه قيود است مطلوب مولى نيست و لكن صلاة هست و لذا : اگر ما شك كنيم در اينكه نمازمان صحيح است يا فاسد ، بايد احتياط كنيم بخاطر احراز مفهوم صحيحه .
* پس مراد از ( و هذه المغالطة جارية فى جميع المطلقات بان يقال : انّ المراد . . . ) چيست ؟
اينست كه : اينگونه مغالطات و خلطها ميان مفاهيم و مصاديق در تمام مطلقات قابل
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٤٩