تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
پيش‌بينى است ، يعنى ممكن است كسى بگويد : مولى فرموده : اعتق رقبة ، و مراد واقعى او رقبه‌اى است كه جامع شرائط باشد ، چرا كه فاقد شرائط و خصوصيات نمىتواند مراد او باشد . بنابراين : هرجا كه شك ما در شرطيّت و جزئيت چيزى براى مأمور به بود ، اين شك برمىگردد به شك در اينكه آيا آن مأمور به و يا عنوان جامع همهء اجزاء و شرائط حاصل مىشود يا نه ؟ پس : بايد احتياط كرده جزء مشكوك را نيز بجا آوريم تا عنوان مأمور به براى ما احراز شود . * مراد از ( و بالجملة : فاندفاع هذا التوهم غير خفىّ بادنى التفات . . . ) چيست ؟ شيخ مىفرمايد دفع چنين توهّماتى به اينست كه : شما ميان مفهوم و مصداق خلط نموده‌اى . زيرا : مفهوم صحيح قيد مأمور به نيست ، قيد مأمور به امورى از قبيل : ايمان ، عدالت و . . . مىباشد ، و لذا : اگر دليل خارجى بر اعتبار اين امور باشد و عند الشك نفس مأمور به مجمل شود محل جريان برائت است و الّا اگر سخن شما را بپذيريم باب تمسّك به اطلاقات مسدود مىشود و كسى ملتزم به اين مطلب نيست . و لذا به اصل بحث و مقصود از آن برگشته مىگوئيم : - روشن است كه الفاظ عبادات بنا بر قول به اعم ، مثل ساير مطلقات داراى حكم مخصوص به خود است . - و روشن است كه تمسّك به اطلاق مطلق داراى شروط و مقدماتى است كه از آنها به مقدمات حكمت تعبير مىشود . يكى از اين مقدمات اينست كه : مولى به منظور امتثال و انجام عمل در مقام بيان تمام المراد باشد تا بشود در مقام شك در قيد زائد به اطلاق كلام او تمسّك كنيم . و لذا اگر مولى در مقام اهمال‌گوئى و يا در مقام بيان لكن به منظور جعل و تشريع قانون باشد كه فعلا مقام عمل و امتثال آن مطرح نيست ، نمىتوان از اطلاق كلام استفاده نمود . چرا كه در چنين مواردى تأخير بيان قبيح نمىباشد ، زيرا تأخير از وقت حاجت لازم نمىآيد . فى المثل : اگر شما به عنوان يك بيمار در مسير خود به خانه به آقاى پزشك عرض حال كنيد ، ممكن است او در مقام اصل تجويز دارو و اينكه شما در مراجعهء به پزشك مسامحه نكنيد به شما بگويد كه بايد دارو مصرف كنى . آيا شما مىتوانيد از اين اطلاق استفاده كرده و هر داروئى به هر اندازه‌اى و از هرجائى تهيه