3 - أقيموا الصلاة در مقام بيان صادر شده است .
4 - ما شك داريم كه آيا سوره جزء نماز هست يا نه ؟ چه شك ما بخاطر تعارض نصين باشد و چه بخاطر اختلاف امت على القولين باشد .
اين صورت خارج از محلّ بحث ماست كه همان مسألهء چهارم است .
چرا ؟ زيرا : وقتى كه ما در اين مسئله خطاب معتبر داريم ، بحث مربوط مىشود به بحثهاى مربوط به ظن كه پس از مسئله قطع خوانديم ، و در آنجا گفتيم كه وقتى خطاب معتبر موجود است شما هرگونه كه شك كنيد بايد رجوع كنيد به آن اطلاق معتبر .
* حاصل و نتيجهء اين صورتبندى شما چه مىشود ؟
معلوم مىشود جناب بهبهانى ( ره ) كه فرمود :
اگر ما قائل شويم كه وضع الفاظ عبادات للاعم است ، خطابات مىشوند مطلق و لذا هنگام شك در جزئيت يك جزء براى نماز بايد به اصالة الاطلاق تمسك كنيم ، فرضى است كه خارج از محلّ بحث و كلام ماست .
چرا ؟ زيرا : به نظر ايشان مسئله نه جاى برائت است و نه جاى احتياط ، بلكه جاى تمسّك به اصالة الاطلاق است .
* * *
تشريح المسائل
* با توجّه به آنچه در خلاصهء مطلب خواهد آمد مراد از ( نعم ، هنا توهّم نظير ما ذكرناه سابقا . . . الخ ) چيست ؟
درحقيقت اشارهاى است به دليل پنجم قائلين به اصالة الاحتياط در جزء مشكوك مبنى بر اينكه :
بنا بر قول به اعم ، حتى نسبت به اجزاء غير ركنيّه نيز عند الشك بايد احتياط كرده و اكثر را اتيان كنيم . گرچه لفظ صلاة وضع شده است براى آن ماهيّت معيّنى كه بدون اين جزء مشكوك هم محقّق و محرز است .
چرا ؟ زيرا : برخى از اجزاء غير ركنيه از جمله سوره قيد صحت صلاتاند و فقدان هريك مىتواند موجب فساد و يا بطلان نماز شود . و حال آنكه اجماع و بلكه ضرورت دين بر اين