- فقدان نصّ ، اجمال نصّ ، وجود خطاب تفصيلى مجمل و عدم آن مناط و ملاك اجراى احتياط و يا برائت نيستند ، ملاك اينست كه :
- هرجا علم اجمالى مردد باشد بين متباينين ، جاى احتياط است ، خواه منشا شبهه فقدان نصّ باشد و يا اجمال نصّ
- هرجا علم اجمالى مردد باشد ميان اقلّ و اكثر و لكن منحل شود به يك علم تفصيلى و يك شك بدوى ، نسبت به شك بدوى و يا اكثر برائت جارى مىشود چه منشا شبهه فقدان نصّ باشد و يا اجمال نصّ
به عبارت ديگر ملاك اينست كه :
وقتى مىخواهيم اصل برائت را نسبت به يك طرف علم اجمالى جارى كنيم بايد ببينيم با جريان آن در طرف ديگر در تعارض قرار مىگيرد يا نه ؟
اگر جريان آن در يك طرف با جريانش در طرف ديگر معارض است يعنى ( تعارضا و تساقطا ) ، اينجا جاى احتياط است و آن در متباينين است چه فقدان نص و چه اجمال نصّ .
و اگر اجراى اصل برائت در يك طرف معيّن معارض نداشته باشد ، اجرا شده و ديگر نوبت به اصالة الاحتياط نمىرسد .
حال مطلب نسبت به اقلّ و اكثر اين چنين است . چرا ؟
زيرا : اقلّ متيقّن است و محلّى براى اجراى برائت نيست و لكن اكثر كه مشكوك به شك بدوى است محلّ اجراى برائت است و جريان برائت در آن بلا معارض است ، چه فقدان نص و چه اجمال نصّ .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٢٣