با سورهيابى سوره .
بحث ما در اينجا پيرامون يك چنين اقلّ و اكثرى است .
* مراد از ( قد يكون فى المعنى العرفى . . . الخ ) چيست ؟
اينست كه : گاهى معناى عرفى يك نصّ و خطاب مردّد است البته معناى عرفى در مقابل معناى شرعى ، فى المثل : شارع فرموده : اغتسل للجمعة و للجنابة .
1 - متعلّق خطاب در اينجا غسل است .
2 - غسل به معناى شستن تمام ظاهر بدن است با ترتيب خاص و به قصد قربت
امّا : معناى ظاهر البدن عند العرف مجمل بوده و امرش دائر ميان اقلّ و اكثر است .
به عبارت ديگر :
من نمىدانم كه آيا درون گوش ، پيچ شكم و . . . جزء ظواهر به حساب مىآيد و يا از باطن بوده و شستن آنها واجب نمىباشد ؟
پس : دوران بين اقل و اكثر است .
* مراد از ( و قد يكون فى المعنى الشّرعىّ ، كالاوامر المتعلّقة . . . ) چيست ؟
اينست كه : گاهى معناى شرعى يك نصّ و خطاب مردد است ميان اقل و اكثر .
فى المثل : شارع فرموده : أقيموا الصلاة . ما نمىدانيم كه صلاة اسم است براى عمل نه جزئى يعنى بدون سوره يعنى اقل ، و يا براى عمل دهجزئى يعنى اكثر ؟
* قبل از پاسخ به سؤال فوق بفرمائيد مراد از اينكه لفظ وضع شده براى صحيح چيست ؟
اينست كه : شارع پس از تصوّر تعدادى اشياء و يا اجزاء و اعتبار كردن آن به عنوان يك مجموعهء واحد ( به وحدت اعتبارى ) ، نام آن را صلاة گذاشت و به تمام آن اجزاء براى صدق صلوه ، ركنيّت داد . يعنى همهء اجزاء نماز براى تحقّق نماز از آن جهت كه نماز است ركن به حساب مىآيند .
* معناى ركن چيست ؟
اينست كه : اگر يكى از اجزاء مربوط به مجموعهء صلاة آورده شود ، صلاة تحقق پيدا نمىكند و به عبارت ديگر نامش نماز نيست ، نه اينكه صحيح نيست .
* مراد از ( وضع اللفظ للاعم ) چيست ؟
اينست كه : شارع پس از تصوّر تعدادى از اجزاء و بردن وحدت اعتباريه روى آن اجزاء به عنوان يك شىء واحد ، نامش را صلاة گذاشت .
امّا : برخى از اين اجزاء ركن آن مجموعه به حساب آمده و در صدق الاسم دخالت دارند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 314
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣١٤