تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
با سوره‌يابى سوره . بحث ما در اينجا پيرامون يك چنين اقلّ و اكثرى است . * مراد از ( قد يكون فى المعنى العرفى . . . الخ ) چيست ؟ اينست كه : گاهى معناى عرفى يك نصّ و خطاب مردّد است البته معناى عرفى در مقابل معناى شرعى ، فى المثل : شارع فرموده : اغتسل للجمعة و للجنابة . 1 - متعلّق خطاب در اينجا غسل است . 2 - غسل به معناى شستن تمام ظاهر بدن است با ترتيب خاص و به قصد قربت امّا : معناى ظاهر البدن عند العرف مجمل بوده و امرش دائر ميان اقلّ و اكثر است . به عبارت ديگر : من نمىدانم كه آيا درون گوش ، پيچ شكم و . . . جزء ظواهر به حساب مىآيد و يا از باطن بوده و شستن آنها واجب نمىباشد ؟ پس : دوران بين اقل و اكثر است . * مراد از ( و قد يكون فى المعنى الشّرعىّ ، كالاوامر المتعلّقة . . . ) چيست ؟ اينست كه : گاهى معناى شرعى يك نصّ و خطاب مردد است ميان اقل و اكثر . فى المثل : شارع فرموده : أقيموا الصلاة . ما نمىدانيم كه صلاة اسم است براى عمل نه جزئى يعنى بدون سوره يعنى اقل ، و يا براى عمل ده‌جزئى يعنى اكثر ؟ * قبل از پاسخ به سؤال فوق بفرمائيد مراد از اينكه لفظ وضع شده براى صحيح چيست ؟ اينست كه : شارع پس از تصوّر تعدادى اشياء و يا اجزاء و اعتبار كردن آن به عنوان يك مجموعهء واحد ( به وحدت اعتبارى ) ، نام آن را صلاة گذاشت و به تمام آن اجزاء براى صدق صلوه ، ركنيّت داد . يعنى همهء اجزاء نماز براى تحقّق نماز از آن جهت كه نماز است ركن به حساب مىآيند . * معناى ركن چيست ؟ اينست كه : اگر يكى از اجزاء مربوط به مجموعهء صلاة آورده شود ، صلاة تحقق پيدا نمىكند و به عبارت ديگر نامش نماز نيست ، نه اينكه صحيح نيست . * مراد از ( وضع اللفظ للاعم ) چيست ؟ اينست كه : شارع پس از تصوّر تعدادى از اجزاء و بردن وحدت اعتباريه روى آن اجزاء به عنوان يك شىء واحد ، نامش را صلاة گذاشت . امّا : برخى از اين اجزاء ركن آن مجموعه به حساب آمده و در صدق الاسم دخالت دارند .