اقل داخل در تحت اكثر باشد .
زيرا چهبسا دو عمل اقلّ و اكثر باشند ، لكن اقل داخل در تحت اكثر نباشد بلكه نسبت به هم متباينين باشند ، مثل : قصر و اتمام .
خلاصه اينكه : بحث ما در جائى است كه خطابى از جانب مولى صادر شده و به دست ما هم رسيده است لكن مجمل بوده و امرش دائر است بين اقل و اكثر ، آنهم به نحوى كه اقل داخل در تحت اكثر است و اگر كسى اكثر را انجام دهد ، اقل را هم انجام داده است .
* مراد از مطلب اخير چيست ؟
اينست كه :
1 - گاهى هريك از اقل و اكثر بطور علىحده و مستقلا مطلوب مولى است ، يعنى :
- اگر در واقع اقلّ واجب باشد ، به شرط لا مىباشد ، يعنى به شرط عدم زيادت ، مثل : قصر
- و اگر در واقع اكثر واجب باشد ، به شرط شىء است ، يعنى به شرط زيادت است مثل : اتمام فى المثل :
سؤال مىكنيد فلانى در مسافرت است ، وظيفهاش اقل است يا اكثر و به عبارت ديگر قصر است يا اتمام ؟
- بالاخره به شما پاسخ داده مىشود اقلّ است و يا گفته مىشود اكثر . با اين تفاوت كه : اگر وظيفهء شما اقل باشد و قصرى ، نماز قصرى به شرط لا يعنى به شرط عدم ركعتهاى سوّم و چهارم در نمازهاى چهارركعتى است .
- و اگر اكثر وظيفهء شما باشد و اكثرى ، نماز اكثر به شرط شىء است ، يعنى به شرط خواندن ركعتهاى سوم و چهارم .
و يا فى المثل : سؤال مىكنيد وظيفهء من در روز جمعه ، ظهر است يا جمعه ؟
- اگر وظيفهء شما جمعه باشد ، جمعه به شرط لا يعنى عدم زيادت ركعتهاى سوم و چهارم است .
- اگر وظيفهء شما ظهر باشد ، ظهر به شرط شىء است ، يعنى : نماز چهارركعتى
علىاىحال :
الشىء به شرط الشىء ، و الشّىء به شرط لا ، متباينان
2 - امّا گاهى اقل نسبت به اكثر لا به شرط است .
يعنى : اگر در واقع اقل واجب باشد و شما اكثر را انجام دهى ، امتثال حاصل شده است ، چرا كه اقل در ضمن اكثر وجود دارد . و چنانچه اكثر واجب باشد ، كه ما همان را انجام دادهايم . مثل : نماز
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 313
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣١٣