زيرا : خداى تعالى فرموده : صلّ ، صلاة هم 5 ركن دارد كه ما هر 5 ركن را آوردهايم و مسمّى را تحقّق بخشيدهايم .
پس : در صدق اسم شك نداريم چون آنچه را كه در صدق الاسم دخالت دارد انجام دادهايم .
منتهى شك دارم كه اگر فلان جزء مشكوك را نياورم اين نماز صحيح است يا نه ؟
* حاصل و خلاصهء مطلب چيست ؟
- بناء على الوضع للصحيح ؛
اگر شك كنم كه آيا جزء مشكوك را انجام ندهم چيزى به نام صلاة محقّق مىشود يا نه ؟
بناء على الوضع للاعمّ :
اگر جزء مشكوك ركنيت داشته باشد ، باز هم مثل صحيحى شك مىكنم كه آيا اين عمل بدون اين جزء صلاة است يا نه
و اگر آن جزء مشكوك ركنيت نداشته باشد ، در صلاة بودن عمل شك ندارم و خطاب مجمل نيست بلكه مطلق است لكن در صحت آن شك ندارم .
فى المثل : مولى فرموده : اعتق رقبة .
شما شك مىكنيد كه آيا مولى ايمان عبد را هم مورد نظر داشته يا نه ؟
در اينجا چه بايد كرد ، آيا به اطلاق اعتق رقبة عمل مىكنيد يا كه مىگوئيد معناى خطاب مجمل است ؟
خواهيد گفت : معناى اين مأمور به معلوم است چرا كه خطاب مطلق است و ايمان شرط صدق الاسم نيست ، بلكه شرط صحت عمل است .
پس : در صورتى كه خطاب مطلق باشد ، به اصالة الاطلاق تمسّك مىكنيم .
خلاصه اينكه :
بنا بر قول به اعم ، الفاظ عبادات اجمال ندارند ، بلكه اطلاق داشته ، و ما در هنگام شك در شرطيّت يا جزئيت به اطلاق كلام تمسّك مىكنيم . تا به اينجا مطلب از حيث مثال روشن و عنوان مسئله طرح گرديد ، لكن حكم مسئله را نمىدانيم .
* نظر شيخ در حكم اين مسئله چيست ؟
مىفرمايد : همانطور كه در مسألهء اوّل يعنى فقدان نص نسبت به اكثر برائتى شديم ، در مسألهء دوم يعنى اجمال نصّ نيز نسبت به اكثر برائتى مىشويم .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣١٦