تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
زيرا : خداى تعالى فرموده : صلّ ، صلاة هم 5 ركن دارد كه ما هر 5 ركن را آورده‌ايم و مسمّى را تحقّق بخشيده‌ايم . پس : در صدق اسم شك نداريم چون آنچه را كه در صدق الاسم دخالت دارد انجام داده‌ايم . منتهى شك دارم كه اگر فلان جزء مشكوك را نياورم اين نماز صحيح است يا نه ؟ * حاصل و خلاصهء مطلب چيست ؟ - بناء على الوضع للصحيح ؛ اگر شك كنم كه آيا جزء مشكوك را انجام ندهم چيزى به نام صلاة محقّق مىشود يا نه ؟ بناء على الوضع للاعمّ : اگر جزء مشكوك ركنيت داشته باشد ، باز هم مثل صحيحى شك مىكنم كه آيا اين عمل بدون اين جزء صلاة است يا نه و اگر آن جزء مشكوك ركنيت نداشته باشد ، در صلاة بودن عمل شك ندارم و خطاب مجمل نيست بلكه مطلق است لكن در صحت آن شك ندارم . فى المثل : مولى فرموده : اعتق رقبة . شما شك مىكنيد كه آيا مولى ايمان عبد را هم مورد نظر داشته يا نه ؟ در اينجا چه بايد كرد ، آيا به اطلاق اعتق رقبة عمل مىكنيد يا كه مىگوئيد معناى خطاب مجمل است ؟ خواهيد گفت : معناى اين مأمور به معلوم است چرا كه خطاب مطلق است و ايمان شرط صدق الاسم نيست ، بلكه شرط صحت عمل است . پس : در صورتى كه خطاب مطلق باشد ، به اصالة الاطلاق تمسّك مىكنيم . خلاصه اينكه : بنا بر قول به اعم ، الفاظ عبادات اجمال ندارند ، بلكه اطلاق داشته ، و ما در هنگام شك در شرطيّت يا جزئيت به اطلاق كلام تمسّك مىكنيم . تا به اينجا مطلب از حيث مثال روشن و عنوان مسئله طرح گرديد ، لكن حكم مسئله را نمىدانيم . * نظر شيخ در حكم اين مسئله چيست ؟ مىفرمايد : همان‌طور كه در مسألهء اوّل يعنى فقدان نص نسبت به اكثر برائتى شديم ، در مسألهء دوم يعنى اجمال نصّ نيز نسبت به اكثر برائتى مىشويم .